-
سلام قرن جدید
1401/01/04 02:23
به دلایلی انگلیسی رو میخوام بذارم کنار و شروع کنم به یادگیری زبان کره ای.هر چند برای اینده تحصیلی من یا انگلیسی مهمه یا عربی و به تعبیری یا به تافل نیاز دارم یا به اشتمال.ولی فعلا تصمیمم رو تغییر دادم و میخوام این زبان رو یاد بگیرم. امسال سال مهمیه برام.خیلی مهم و فکر میکنم باید جدی تر رفتار کنم. من تا روزی که نفس...
-
سال به سال دریغ از پارسال
1400/12/23 17:59
با این اینترنت داغون دیگه عملا هیچ کاری نمیشه کرد. جوان که بودم معنی خیلی از ضرب المثل ها رو نمیفهمیدم و میخندیدم به اونایی که قدیم تر از من این چرت و پرتارو ساختن.اما حالا میفهمم که اون فلکزده ها هم گرفتار بودن منتهی مصادیق بدبختیشون با ما فرق داشت. سال به سال دریغ از پارسال حکایت اینترنت ماست. البته فقط اینترنت که...
-
بالاخره تموم شد
1400/11/21 12:35
امروز آخرین امتحان رو دادیم و از شر این ایام سخت و شوم خلاص شدیم. روزها و شبهای سنگینی گذروندم.علی الخصوص از سه روز پیش که علائم کرونای جدید رو بروز دادم،بدون اینکه از خونه بیرون رفته باشم یا کسی خونم اومده باشه.حدسم اینه که از سطوح خریدهای خونست که همسرم مسئلولشه.من همیشه سطوح لوازم خریداری شده رو میشستم اما تو این...
-
مجازی شدن امتحانات و ترم بهمن
1400/11/06 23:32
بحمدالله والمنه امتحانات مجازی شد. و البته به تبع اون ترم هم مجازی برگزار میشه. سگ گند بزنه به این ارشد مزخرفی که ما داریم میگیریم. به مدد کرونا بیسوادا خودشونو قاطی ما درسخونا کردن و دارن مفت مفت مدرک میگیرن.امیدوارم در همون حد و حدود یه برگ مقوای30 در 40 براشون کار کنه نه بیشتر. اصلا شاید دلیل این ناآرومیهای من و از...
-
پیش بسوی کنکور 1401
1400/11/06 00:55
اوه اوه...یادم رفت این یکی رو هم ثبت کنم. بازم مثل همیشه مرضم عود کرد و دیروز تو مهلتی که به جا مونده های ثبت نام ارشد داده بودن منم ثبت نام کردم. مرضه دیگه...کاریش نمیشه کرد.مرض دارم هر سال پول بدم و ثبت نام کنم و برم زجر بکشم تو گرما تا رتبمو کنترل کنم.یجورایی میخوام رکورد خودمو بزنم. پول بطری اب و کیکم که میگیرن...
-
فلسفه و گل و گلدون
1400/11/05 23:52
دی هم تمام شد. دیروز تو حیاط بودم که متوجه شدم یکی دو تا از درختا جرقه زدن.اسم درستشو نمیدونم و ازبچگی بهش میگم جرقه. من سر و کله زدم با گیاه و حیوان رو خیلی دوست دارم.بنظرم خیلی خیلی بهتر از سر و کله زدن با انسان هاست.بخاطر همین حدود دو ماه پیش از طریق سنجش دانشگاه علمی کاربردی گرایش پرورش گیاهان آپارتمانی ثبت نام...
-
گدا صفت نباشیم
1400/10/15 23:34
ا ز آدم های کنس و گدا صفت متنفرم. یکی از دوستان خانوادگی که 15 سال پیش دو تکه وسیله بهم داده بود امشب اومد و با کمال پررویی و مثلا با خنده و شوخی اون دو تکه رو پس گرفت و رفت. برام مهم نبود که اون دو وسیله که بهم هدیه داده بود و سالها ازش استفاده میکردم رو گرفت و رفت.ولی از خودم خشمگین شدم که سال هاست یه وسیله بهش دادم...
-
پایان نامه
1400/09/22 15:16
ترم پیش رو به دلایلی مرخصی گرفتم.البته به خاطر مجازی بودن آزمونش وراد سامانه شدم و دو تا از آزمون هارو دادم و نمرشم شکر خدا خوب شد.حالا با واحدای این ترم و دروس معوقه ای که دارم از استاد فلسفم تقتضای موضوع برای پایان نامه کردم و اعلام کردم مایلم رو موضوعات کلامی کار کنم و تنها دلیلش رو هم بیسوادی خودم (به دلیل ترم های...
-
من بدو آهو بدو
1400/08/08 01:06
درسا تلنبار شده رو هم و شده من بدو آهو بدو.هر چی میدوم بهش نمیرسم.هر چی میخونم انگار سرعت پیشرفت درسا بیشتر میشه و میبینم از هر کتاب شش درس عقبم. دز دوم واکسنم زدم و نمردم.هر چند برای مردن فرجه دو ساله دارم. .... الان که ساعت 1 نیمه شب هشتم آبانه اولین بارون امسال در حال باریدنه.
-
نوه
1400/07/13 02:37
خب ب ب ....اون مطلبی که ماه ها پیش بصورت سربسته براش پست گذاشتم بارداری دخترم بود که مقداری سخت گذشت ولی خداروشکر هرطور بود گذشت و چهارم مهر ماه دخترم دخترشو به دنیا آورد و وارد جرگه مادران شد.نوه ام شباهت زیادی به دخترم داره و البته درصدی هم به من شبیهه.دختر آرومیه و من با تجربه ی مادرانه ای که دارم آروم بودن یا...
-
سال تحصیلی 1400
1400/06/28 22:40
سال تحصیلی شروع شده و منم سرم خیلی شلوغه. از ساعت 7ونیم صبح کلاسام بصورت مجازی ضروع میشه و تا حدود 2 و 3 ادامه داره. نه میتونم صبحانه بخورم نه ناهار بپزم.وقتیم کلاس تموم میشه و از صندلیم بلند میشم فشارم افت میکنه و چشمام سیاهی میره و میوفتم زمین. امسال هم دانشگاه و هم حوزه در دو رشته درس میخونم . فلسفه که رشته اولمه...
-
میرفندرسکی
1400/06/28 22:35
شعری از عالم وارسته میرفندرسکی چرخ با این اختران ، نغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی صورت زیرین اگر با نردبان معرفت بررود بالا همان بااصل خود یکتاستی این سخن را در نیابد هیچ فهم ظاهری گر ابونصراستی و گر بوعلی سیناستی جان اگر نه عارض استی زیر این چرخ کهن این بدنها نیز دائم زنده و برپاستی هر چه عارض...
-
1شهریور1400
1400/06/01 01:06
3 هفته ست با عوارض واکسن کرونا دست به گریبنم. اعتراف میکنم مرگ رو خیلی به خودم نزدیک دیدم و ترسیدم. بعد از اشناییم با فلسفه و مقداری تفاسیر برخی آیات در حیطه روح و معاد با مقوله مرگ خیلی خوب راه اومده بودم و اون رو صرفا یه انتقال به دنیایی متکامل میدونستم که البته همین هم هست ولی چرا از این انتقال ناخشنودم؟ وابستگی...
-
واکسن
1400/05/12 01:47
9 مرداد واکسن زدم. از دیروز عصر علائم بیماری ظاهر شد و شب به اوج خودش رسید. دیشب یکی از بدترین شبهای عمر من بود.تب بالا و درد قفسه سینه.نفسم تنگ و بشدت سرم درد میکرد. دوز بعدیم....زنده باشم 8 آبانه.
-
شیر مرداد
1400/05/06 07:08
خب ب ب بالاخره مردادم اومد.مرداد ماه تولد منه و گرچه به این شخصیت شناسی های چینی و هندی و خورشیدی و اینجوری و اونجوری اعتقادی ندارم ولی خصوصیاتی که برای برج اسد یا همون مرداد ماه ذکر کردن 99 درصدش با خصوصیات درونی من همخوانی داره. .... کمر گرما هم شکسته شد.سه شنبه اخرین 42 درجه نمایشگر گوشی بود(50 درجه واقعی) و از...
-
تابستان زهرمار
1400/04/28 23:35
اوه اوه اوه....اصلا فکر نمیکردم بین نوشته قبلیم با این نوشته بیش از یک ماه گذشته باشه.ولی خب من وارد امتحانات شده بودم و به تبع فرصت چندانی برای یللی تللی نداشتم.عامل مهم دیگه هم گرمی هواست.خدا شاهده رمقی برای آدم باقی نمیذاره. من که عین این زندانی ها چوب خط میکشم برای پایان این تابستان احمق و بیشعور.اما این بلاییه که...
-
کلاب هاوس نفرت انگیز
1400/04/04 22:27
متن پاک شد.
-
یام یام
1400/03/22 22:08
زمان کودکی من کارخانه مینو گل سر سبد کارخانجات بیسکوئیت سازی بود که سوگولیش پفک نمکی بود که پیر و جوان کشته و مرده ش بودن. کنار این پفک نمکی یه محصول خوشمزه دیگه هم بود که من بشدت عاشقش بودم و میتونم بگم روزی نبود که نخرم و نخورم. دارم راجع به یام یام حرف میزنم.یه خوردنی خوشمزه که از بیسکوئیت و شکلات درست شده بود،و...
-
ما میریم به مدرسه با الفانته شوهه
1400/03/20 23:54
قبلا نوشتم که شهریور که پدر و مادرم من و برادرم رو میبردن برای خریر لوازم مدرسه اصرار داشتن برامون از کفش ملی الفانته شوهه بخرن که من بشدت از اون کفش ها بیزار بودم. با وجودیکه بچه بودم ولی کاملا میفهمیدم که این کفش ها ماشینی هستن. بگذریم.... اومدم بنویسم که الفانته شوهه تو مجلات و تو رادیو و تلویزیون ملی هم تبلیغات...
-
سال های غیبتم
1400/03/11 12:32
خیلی دوست داشتم حداقل یک پست از سالهای 96-97 و 98 میداشتم.امروز به بایگانی و زباله دان هم سر زدم بلکه تو این تاریخ چیزی ثبت کرده باشم که از ارسالش منصرف شده بودم ولی نبود که نبود.من بطور کلی 3 سال وارد وبلاگم نشدم و این موضوع یادآور سالهای سنگینی بود که از نظر درس و زندگی داشتم.درس و جابجایی و مریضی و این حرفا. کاش...
-
علاقم به سه بحث
1400/03/11 12:21
سه مبحث هست که خیلی دوست دارم از ریشه وارد مطالعشون بشم و پی به جزییاتشون ببرم.مبحث ظهور،مبحث بهاییت و مبحث یهودیت. تو مبحث یهودیت بدلیل داشتن 4 واحد فرق و مذاهب و چند تحقیق و کنفرانس تو دوره کارشناسیم اطلاعات کلی دارم ولی بحث خیلی عمیق تر از این حرفاست.بطوری که این مبحث به حیات و زیست بشریت هم مربوط میشه. از طرفی من...
-
اعتراف میکنم خیلی خسته ام
1400/03/08 15:24
من 8 سال اخیر رو با درس و مشق های سنگین سر و کله زدم.درس و مشق هایی که زبانشون عربی بود. یعنی من در آن واحد داشتم دو رشته میخوندم ،زبانی که باید یاد میگرفتم تا بتونم کتاب های درسیم رو بخونمریالبه عبارتی دو رشته در یک رشته. طی اون سال ها بارها بردیم ولی دلم نمیومد موقعیتی رو که برای تحصیل برام مهیا شده بود رو بسادگی از...
-
آلاسکا پرتغالی
1400/03/06 20:38
دیروز همسرم بستنی زعفرونی بسته ای خرید اورد خونه. خرید بستنی تو خریدای خونمون مرسوم نیست ولی احتمالا گرما اذیتش کرده و هوس بستنی کرده.من تا اولین قاشق رو خوردم پرت شدم به سال های کودکیم.به اون سالهایی که تو عروسی ها بستنی لیوانی میدادن و همه ی امید مراسم به اون لیوان های بستنی زعفرونی با قاشق های کوچولوی شفاف...
-
اون سال ها من کجا بودم!
1400/03/05 01:56
داشتم فکر میکردم چرا من سال های 96-97 و 98 اینجا نبودم! بک گراند زندگی من اونقدر شلوغ و پر ماجراست که سخت تونستم به جواب پی ببرم. دقیقا تو خرداد 94 بود که اتفاقات سهمگینی تو زندگیم افتاد.اتفاقاتی که هنوزم باهاشون درگیرم.اولینش این بود که افتادم تو چاله شهرداری و مچ پام شکست و باید بگم پای چپم دیگه پا نیست. از همون...
-
دانه خشخاش
1400/03/01 20:14
قبلا نوشتم که اواسط شهریور پدر و مادرم من و برادرم رو میبردن بازار بین الحرمین تا برامون لوازم التحریر بخرن.چیزی که یادم رفته بود بنویسم این بود که همیشه یه گاری جلوی ورودی بازار بزرگ بود که یه چیزایی میفروخت که بابا برامون میخرید و میخوردیم.میوه هایی اندازه نارنگی کوچیک به رنگ تیره که در واقع داخلش فقط دونه های خیلی...
-
نیازمند یک زنم
1400/02/29 12:20
از لحاظ داشتن همجنس من زن تنهایی هستم.البته این تنهایی کاملا خودخواسته بود.دلیلم این بود که هر ضربه ای خوردم از زنان خوردم،اونهم زنانی که غالبا دوست و فامیل و اشنام بودن.ضرباتی که از همجنسانم خوردم باعث شد دیدم نسبت به جماعت زن تغییر پیدا کنه و در واقع باعث سلب اعتمادم بشد و ازشون بترسم. زنی که مظهر لطافت روح و...
-
انتخاب من عدم بود
1400/02/29 09:16
میگن روز رستاخیز وقتی پرونده اعمالت رو جلوی روت باز میکنن و میدن دستت و میگن بخون از شدت پشیمانی و ترس به گریه و التماس میوفتی که بذارید برگردم به دنیا تا اعمال صالح انجام بدم. غافل از اینکه راه برگشتی نیست. این صحنه رو مجسم کردم تا بگم حسرت فقط مال قیامت نیست و انسان تو همین زندگی مادی خودش هم مدام دچار حسرته.حسرت...
-
برف کودکی
1400/02/29 09:04
اون زمانا که من مدرسه میرفتم زمستونا به معنای واقعی کلمه زمستون بود.برف که میبارید آب شدنش میکشید به فروردین سال بعد. نمیدونی وقتی صبح از خواب بیدار میشدیم و میدیدم نیم متر برف نشسته تو حیاط چه ذوقی میکردیم من و داداشم.پدرم رادیو رو روشن میکرد تا بلکه اعلام تعطیلی مدارس رو بشنویم و خوشبختانه چون ما ساکن مناطق شمال...
-
کفش های زشت الفانته شوهه
1400/02/26 20:53
دوران دبستان وقتی شهریور میشد پدر و ماردم من و داداشمو که یک سال اختلاف سنی باهم داریم رو میبردن برای خریر لوازم مدرسه. یادمه برای خرید لوازم التحریر پدر خدا بیامرزم ما رو میبرد بازار بزرگ. البته بهتره بگم بازار بین الحرمین که بورس لوازم التحریر تهرانه. بابا مداد سیاه و مداد قرمز رو بسته ای میخرید.پاکن و تراش و خط کش...
-
بلاگ اسکای همش شده تبلیغ
1400/02/25 00:30
واقعا دیگه دارم از بلاگ اسکای زده میشم.سر تا تهش شده تبلیغ در و پنجره و لوله و تاسیسات و آهن آلات و مصالح و شیرالات و کلا شده بازار مکاره. انگار دیگه کسی تو این محیط فعالیت شخصی نداره .دلم میگیره میام تو محیط بلاگ اسکای. چرا اینجوری شده اینجا؟ منم جمع کنم برم از این محیط.اینجابیشتر شبیه پامناره تا وبلاگ.