-
مرمت نفس
1401/09/21 02:53
۹۹/۴/۹ سلام بر صبح و سلام بر اهل نماز . . . وقتی این تابلو رو خوندم نتونستم ازش ساده عبور کنم.نه از این جهت که صرفا میتونه سوژه عکسم باشه.بلکه از این دید که رفوگری چقدر شبیه توبه ست یا به تعبیر دیگه مرمت چقدر شبیه کمالِ. و بعد مثل همیشه شروع کردم به کنکاش درونی ام تا برای هزارمین بار نواقصم رو ببینم و به یاد بیارم که...
-
خروس و شلوار قرمز و فرش لاکی
1401/09/21 02:42
۹۹/۶/۱ سلام بر صبح و سلام بر اهل نماز تمام عمرم از رنگ قرمز متنفر بودم.شاید مربوط بشه به خاطره سه چهار سالگیم که با مادرم و مادربزرگم رفته بودیم خونه مادرِ مادربزرگم تو تبریز.خونه مادربزرگ مادرم از اون خونه های بزرگی بود که چهار طرفش کلی اتاق داشت با یه حیاط بزرگ وسطش. بخوبی بیاد میارم که وقتی از کوچه پس کوچه های...
-
ثانیه ای به عقب برنمیگردیم
1401/09/21 02:27
۹۹/۹/۱۵ و اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان سر به زیر افکنده میگویند: پروردگارا آنچه وعده کردی بودی دیدیم و شنیدیم،ما را بازگردان تا عمل صالح بجا آوریم،ما به قیامت ایمان داریم. سجده ۱۲ . . . ساعت چهار صبحه و در حال خوندن و خلاصه کردن یکی ار درسام. یجایی میرسم به این آیه و ذهنم به هم میریزه.ابن آیه رو...
-
خشت اول گر نهد معمار کج
1401/09/19 23:02
من بشدت زن تو خونه م و بیرون خونه برام هیچ جذابیتی نداره مگر سفرهای اکتشافی.برای همین ارتباطم با بیرون قطعه و نهایتا اگر نیاز به دکتر داشته باشم مسیر مشخص رو میرم و برمیگردم.الان هم تنها بهانه اای که موجب خروج هر از چند گاه من از خونه ست دانشگاهه که من هم اینو بیرون محسوب نمیکنم.چون تو خونه سوار ماشین میشم و میوفتم تو...
-
تعالی درد داره
1401/09/19 15:01
یه استاد منطق تو دانشگاه داشتیم که میگفت:هر وقت هر جا به مشکلی برخوردید دنبال مقصر نگردید،مقصرش منم. بگردید دنبال راه حل. ............. همه میخوان الماس باشن،اما تعداد کمی حاضرن تراشیده بشن. تعالی درد داره.
-
لت و پار شدن با لته
1401/09/17 04:27
عصر پسرم شال و کلاه کرد و گفت من با دوستم میرم بیرون شام بخوریم. گفتم کی برمیگردی؟ گفت نمیدونم و راهشو کشید رفت. پشت سیستمم نشستم و مشغول شنیدن صوت تدریس استاد و نت برداری شدم،اما تمام مدت حرص میخوردم از این همه تته پته و تپق و مِن مِن کردن و گم کردن سر رشته بحث که باعث میشد کلی معطل بشم تا سر و ته بحث رو خودم پیدا و...
-
سفره چلوکبابی
1401/09/16 17:44
وقتی وارد افسردگی شدم بشدت منزوی شدم.توام با حالات بدی که داشتم،اون دختربچه زخمی درونم هم بیدار شد و شروع کرد به اذیت کردنم،طوری درونم ظاهر شده بود که من به هیچ وجه خودم رو یک زن بزرگسال نمیدیدم و تمام حس و حال و هوام شده بود اون دختربچه10-12 ساله که طرد شده بود. بشدت دلم میخواست برگردم به دوران کودکیم و خودم رو در...
-
روز دانشجو مبارکه دانشجوهای واقعی
1401/09/15 23:10
روزی روزگای،من روز دانشجو رو به دختر و پسرم و همه اون جوان هایی که دانشجو بودن تبریک میگفتم.حالا همون ها بهم پیام میدن و روز دانشجو رو تبریک میگن و من خندم میگیره از این پیام ها و یاداوری اون روزهایی که دانشگاه برام حکم رفتن به کره مریخ داشت،همونقدر دست نیافتنی. ولی حالا که چند سالیه خودم وارد محیط های آموزشی شدم...
-
فلسفه و روانشناسی
1401/09/14 19:09
سلسله نشست های تخصصی موسسه حکمت و فلسفه ایران مناسبات فلسفه و روانشناسی مطالعه موردی بخش علم النفس سه شنبه 15 آذر ساعت 15 اینجا عالی خواهد بود.
-
ملاک کاذب
1401/09/13 10:38
اونقدی که ترقوه،رگ،ته ریش،سینه ،باسن،چال لپ،گودی کمر و بقیه پستی بلندی های بدنمون طرفدار داره،عقاید و اخلاق و خط فکریمون طرفدار نداره! تو عصر حاضر حتما باید یه چیزیت زده باشه بیرون یا رفته باشه تو تا بشی شایسته انتخاب.
-
pipi
1401/09/12 13:44
یکی از بدبیاریای آشپزی اینه که کلی وقت بذاری و غذا رو با حواشی سفره حاضر کنی،بعد موقع کشیدن برنج یدفه چشمت بخوره به یه فضله موش توپول تو برنج. این لحظه یکی از دردناکترین لحظات آشپزیه. ادامه کارم دیگه بستگی داره به کرم و غیرت و تدین و تقوای آشپز.اینکه چشماتو ببندی و برنجو بکشی بدی دست اهالی و بگی گور بابای حرومی جات و...
-
کشف و شهودهای من دراوردی
1401/09/11 02:13
برای اولین بار از شبکه نجات رد نشدم و نشستم ببینم حرف حسابشون چیه. ظاهرا sidrith شخص و برنامه معروفیه تو آمریکا. یه آقای مجری مسن یه مهمون خانم آورده که داره برای حضار و بیننده ها با آب و تاب از حالات شهودیش میگه. اینکه یک ماه رفته تو آسمان و همنشین حضرت مسیح شده و کلی با هم اختلاط کردن و مسیح مدام دستاشو گرفته و...
-
اشرفِ زبون نفهم
1401/09/11 00:25
خدایااااا هر جور دوست داری منو عذاب بده،ولی سر جدت دیگه منو گرفتار آدم در و دیوونه و زبون نفهم نکن. باور کن من کم تحملم،میگیرم میکشمشااااااا.
-
پارادوکس
1401/09/10 15:48
این قصه عجب شنو از بخت واژگون ما را بکشت یار به انفاس عیسوی* یقین دارم یکی از متناقض ترین ملت هاییم. اصلا جرات میکنم و میگم اولین و تنها ملت متناقضیم. سرعتمونم تو این کار خیلی بالاست. و این خیلی دردناکه. *حافظ جان
-
تولد مش قل علی
1401/09/10 00:55
دو سه هفته ای بود خونه پدرم بودم و هفته ای یبار با درد میرفتیم بیمارستان ایران مهر و دو سه روز میبستنم به سرم الکلی(چیزی که اونا میگفتن)تا زایمان نکنم.میگفتن هر روز که بچه تو شکمت باشه برای رشدش بهتره و اینطوری شد که 3 هفته پسرم رو تو دلم نگه داشتن تا زودتر از موعد به دنیا نیاد،که تقریبا اومد. صبح جمعه 9 آذر،همسرم از...
-
نماز با روح
1401/09/08 17:22
من توی بعضی ازوظایف دینیم نوآوری های خاص خودم رو دارم.نمیخوام بگم درسته یا غلط،فقط یه حس درونی منو به سمتشوم سوق میده و منم که کشته مرده کشف و شهود درونی. یکی از اون حالات تو نماز برام اتفاق افتاد. من بخاطر اینکه خونه و اتاقای شلوغ و پر وسیله ای دارم،سجاده م رو بردم بیخ دیوار جنوبی که وسایل اتاق باعث بهم خوردن تمرکزم...
-
میشه کاری رو که میگم انجام بدی؟
1401/09/07 15:10
اگه یه کاری ازت بخوام انجام میدی؟ تصور کن یه دسته گل خوشبو تو دستت داری. حالا چشماتو آروم ببند. گل ذهنیت رو بیار جلوی بینیت و اونو بو کن. حالا چشماتو باز کن. مرگ یا بهتره بگم انتقال آدم های مومن یا بازم بهتره بگم ارواح پاکیزه به برزخ به همین راحتیه. چشم باز میکنی میبیی تو یه دنیای بزرگتر و کامل تر قراره یه مدت دیگه...
-
نصف شبه من و ابن سینا
1401/09/07 02:30
بخاطر درد کمرم نتونستم بشینم پای درس و برم شر فلسفه سینوی رو بکنم .کارای یک تنه ی خونه بیشتر آزارم میداد ولی چاره ای نبود.یه شب که تو خونه تنها بودم ناچار شدم ساعت ده شب برم درمانگاه تا از دکترش بخوام برام آمپول مسکن بنویسه بزنم بلکه دردام کم شه بتونم بخوابم.چون بخاطر زخم معده م اجازه خوردن مسکن ندارم.و این تزریقات تا...
-
مگه میشه!
1401/09/01 18:29
اونقدر افسرده و حال خرابم که تو موعد ثبت نام دکتری ثبت نام نکردم.حتی تمدیدش تا 3 آذرم منو اغوا نمیکنه.بیخیال اینور و اونور شدم.مدام حس میکنم خب آخرش که چی؟!!! این تازه حال منه که آرزوهای دور و دراز ندارم ،دیگه ببین جوونا چقدربی انگیزه و داغونن.خصوصا تو شرایطی که از نظر مالی هم نمیشه حرکت های اضافه کردو هممون تا خرخره...
-
میشه...
1401/08/12 03:25
میشه کسی رو ندید ولی عاشقش بود.میشه کسی زنده نباشه ولی عاشقش بود.
-
مرور خاطرات
1401/08/07 20:58
الشواهدالربوبیه،المشهد الثالث،الشاهد الاول، الاشراق الثالث. فی النظر المختص بعلم المعاد(منظور از معاد،اینجا قوس صعودیه) ملاصدرا تو کتاب شواهدش تو مشهد سوم،شاهد اول،اشراق سوم داره میگه همه چیز از عناصر(اربعه)شکل گرفته.عناصر بسیطی که بخاطر ضعف تو ذاتشون و پستی تو صورتشون قابلیت ترکیب شدن و از صورتی به صورت دیگه،از هستی...
-
خوده خودتی
1401/08/05 06:28
یه روز یکی از رضازاده وزنه بردار ایرانی میپرسه:سنگینترین وزنه ای که بلند کردی چند کیلو بوده؟ رضازاده جواب میده:پتوی پونصد گرمی،برای اینکه بتونم بلندش کنم برم نماز صبحمو بخونم. من نماز صبح رو از سایر اوقات بیشتر دوست دارم.احساس میکنم حسم خالص تره،یا بهتره بگم حس میکنم حالم بهتره باهاش. شاید بخاطر اینه که سخترین...
-
یک سوال!
1401/08/04 15:56
آیا سعی کرده ای آن اندازه که در توانِ توست انسان باشی؟
-
مجازات در لباس عشق
1401/08/04 15:55
گاه و بیگاه چندگانه های هیچکاک رو نگاه میکنم. تو یکی از قسمت ها جمله عجیبی از کارکتر فیلم شنیدم. پسره رو معشوقه ش کمی حساسه و علتش رو عشق بیان میکنه. یه جا دختره به معشوقش میگه چرا انقدر نسبت به من حساسی؟ پسره میگه:بخاطر اینکه عاشقتم. دختره با لوندی میگه اما شاید این عشق مجازات تو باشه! و دو دقیقه بعد ماشین میزنه به...
-
بند بندگی
1401/08/03 10:11
وقتی گیلاس با بند باریکش به درخت متصله،همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند.باد باعث طراوتش میشه،آب باعث رشدش میشه و آفتاب بهش پختگی و کمال میبخشه.اما،به محض پاره شدن اون بند و جدا شدن از درخت،آب باعث گندیدگی،باد باعث پلاسیدگی و آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتن طراوتش میشه. بنده بودن یعنی همین، یعنی بندِ به خدا بودن، که اگه...
-
مائیم و یک ابد
1401/08/03 03:22
پنجم دبستان بودم.دبستان سجادیه.خیابون جلفا،کوچه قناری.یه دبستان ملی و مختلط با مدیریت خانم سجادیه که دخترشم تو همین مدرسه ناظم بود. من به دلایل مشکلاتی که بین مادر و پدرم وجود داشت خیلی ترسو و منزوی بار اومدم.کش مکش های مادر و پدرم رو از 4-5 سالگی یادمه.هیچوقت با هم خوب نبودن و اون 9-10 سالیم که با زور و ضرب زندگی...
-
بی نیاز مطلق
1401/08/01 18:22
کاش دنیا طوری بود که هیچکس به کسی نیاز نداشت. اونوقت آدما مطمئن میشدن کسی که سراغشونو میگیره دوستشون داره نه کارشون. زندگیتان پر از خدا که بی نیازه مطلقه.
-
بس کنید این حرفارو...
1401/08/01 18:19
وقتی میگید سخته،یعنی من به اندازه کافی قوی نیستم. بس کنید این حرفارو و مثبت باشید. هر چقدرم سخت باشه،باید بدستش بیارید.
-
ببخشید،یک سکه دوزاری دارید؟
1401/07/30 17:02
ببخشید،یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها,زنگ بزنم! به آن روزهای دور... به دل های بزرگ، به محل کار پدرم، به جوانی مادرم، به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى. میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با...
-
آیا نفس و بدن بعد از مرگ با یکدیگر ارتباط دارند؟
1401/07/29 17:48
آیا نفس و بدن بعد از مرگ با یکدیگر ارتباط دارند؟ مبحث مورد علاقه من یعنی معاد. یک شنبه اول آبان..ساعت 1 اینجا .