خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است

حرکتام تموم شد،سرد کردم و آمدم نشستم‌ زیر کمدم و تکیه دادم بهش تا نفسم چاق شه پاشم برم خونه.به خودم صدآفرین ستاره دار میدم چون با کلی خستگی و کلی کار نصفه نیمه که تو آشپزخونه خونه رو هم تلمبار شده پاشدم آمدم باشگاه و چه خوب شد که آمدم.چون از شدت گرما هیچکس نیومده بود.منم تا میتونستم شلنگ تخته انداختم و از هر وسیله ای که خواستم استفاده کردم. ساعت  ۱۲ تا ۳ تایم ثابت منه که معمولا ۷ الی ۱۰ نفریم ولی امروز اونها هم  نیومده بودن.البته امروز ۱۱ونیم شروع کردم و فکر میکنم بهتره تایمم رو  کمی ببرم عقب اینجوری به شلوغی ساعت ۳ هم نمیخورم،چون ملت ۳ ناهار خورده و قبراق دارن وارد باشگاه میشن.(من ناهار نخورده میرم،یه اوتمیل جموجور و یه فنجون قهوه با کمی کره بادوم زمینی و د برو که رفتی.



پی نوشت:تصمیم دارم حالا که ادرس پیج رو تغییر دادم چند روز تو سکوت بنویسم .اینم یجور خلوت نشینیه دیگه.خیلیم عالیست.

مطول و میانه

کاش میتونستم از وبلاگ نویس ها خواهش کنم طولانی ننویسند.ولله متن های طولانی انگیزه خوندن رو از آدم سلب میکنه.البته کاملا شرایط نگارش اینجور متن ها رو درک میکنم.نویسنده اصلا متوجه مطول نویسی نیست و بالتبع متوجه مطول خوانی مخاطب خسته و در به در که مجبوره زمان زیادی رو صرف سر و کلله زدن با  وبلاگ های مورد علاقه و خوندنشون کنه نیست.

هرچند خودم هم گاهی گرفتار این مساله شدم و غالب موارد یادداشت های طولانی رو حواله دادم به ادامه و سعی کردم توسط در مقدار رو نگه دارم.چون همونطور که نویسنده برای نوشتن انرژی صرف میکنه،خواننده هم برای خوانش انرژی صرف میکنه.

حقیقت من تاب و تحملم تو خوندن وبلاگ ها خیلی کمه.گاهی که وقت خوبی دارم مایلم نوشته های اهالی رو بخونم تا با درونشون آشنا بشم. در واقع برای ایجاد ارتباط باید شخص مقابلم رو تا حدی بشناسم(هرچند من سخت با افراد اخت میشم) و چون آدم ها خواسته یا ناخواسته لا به لای سطور مکتوبشون پنهانن(بهتره بگم آشکارن) نیاز دارم که بین همون خطوط  و از پس جملات بشناسمشون تا بتونم بهشون نزدیک بشم یا نشم.،ولی مطول نویسی مانع بزرگی برای من کم حوصله ست.نمیدونم واقعا، شایدم من با توان ذهنی ای که دیگر نمانده وارد بلاگ اسکای میشم و این نقص و ناتوانی از جانب منه.پس اگر از جانب منه که باید سعی کنم زمان بهتری برای خوندن بعضی از  وبلاگ ها وارد بشم،اگر هم دیگران مبتلا بهن،به نظرم حد نگه داشتن نویسنده های عزیز تو این مقوله موثر و  مفید باشه.اینطوری لااقل میتونم(میتونیم)  بخونم (بخونیم)و نظر بدم(بدیم)،نه اینکه لحظه ورود با دیدن یه طومار بلند بالا سریع از صفحه خارج بشم(بشیم)!


پی نوشت: این نقد رو اول خطاب به خودم ،دوم هم خطاب به خودم ،سوم هم‌ خطاب به خودم نوشتم و چهارم به دوستان مطول نویس که برای داشتن چنین مهارتی باید بهشون دست مریزاد گفت نوشتم.


پی نوشت2:من از ذکر نام وبلاگ نویسها ابایی ندارم،فلذا سیاق  ایشون برای منِ کم حوصله ی کم زمان سیاق خوبیه.مختصر و مفید.

و البته که میانه نویس های عزیز رو هم بخوبی میخونم.