
الشواهدالربوبیه،المشهد الثالث،الشاهد الاول، الاشراق الثالث.
فی النظر المختص بعلم المعاد(منظور از معاد،اینجا قوس صعودیه)
ملاصدرا تو کتاب شواهدش تو مشهد سوم،شاهد اول،اشراق سوم داره میگه همه چیز از عناصر(اربعه)شکل گرفته.عناصر بسیطی که بخاطر ضعف تو ذاتشون و پستی تو صورتشون قابلیت ترکیب شدن و از صورتی به صورت دیگه،از هستی به هست دیگه،از تکوینی به تکوین دیگه شدن دارن،بر خلاف اجرام عالیه اولیه که منظورش افلاک و کواکب نورانین،چرا که اونا مستعد و پذیرنده تکون ثانوی و تبدیل و تحول دیگه ای نیستن،چون جوهرشون کامل تر و فاضل تره و صورت کمالیه ای دارن که میتونن بر اساس فطرت اولیشون از روی طوع و رغبت به عبادت و اطاعت تکوینی پروردگار بپردازن و نیازی به کسب نیروی دیگه و تحصیل فطرت ثانوی ندارن.
ملاصدرا اضافه میکنه:هیچ ممکن الوجودی عبث و بیهوده آفریده نشده.بلکه آفریده شده برای اینکه بنده ای مطیع و پرستنده خدا و شاهد وجود و وحدانیت اون باشه.پس عناصر آفریده شدن برای پذیرفتن حیات و کمالی مافوق وجود خودشون.اما اونا به تنهایی و بدون انضمام و اختلاط با همدیگه،به علت وجود تضاد بین صورشون در کیفیات اولیه مخصوص به هر کدوم(نه به علت جسمیتشون)قاصرن از پذیرفتن حیاتی جدید.
پس این عناصر برای پذیرفتن حیات جدید ناچار به اختلاط و امتزاج با همدیگن بطوری که باعث حدوث کیفیتی جدید به نام مزاج که معتدل و متوسط بین کیفیات چهارگانه ی متضاده میشه.
توضیحش اینه که عناصر باید به اندازه معینی با هم مخلوط بشن و الا طغیان و غلبه هر عنصری از عناصر چهارگانه در مرکب ممتزج سبب مرگ و فساد و تباهیه.پس موجود مرکب از عناصر چهارگانه اولیه به دلیل توسط و اعتدال تو ترکیبو امتزاج و همینطور بُعد و دوری که از اطرافش داره(یعنی چهار چیز که ذاتشون با هم فرق داره)و قرب و نزدیکی به اجرام عالیه سماوی که بدون ترکیب و امتزاج حیات ذاتی دارن،حیات جدیدی کسب میکنن به نام جمادات،نباتات،حیوانات و انسان.هرچند به عقیده حکما،جمادات فاقد حیاتن و حیات تو عالم عناصر و موالید منحصر به نباتات و حیوانات و انسانه.
.....
تو یک جمله میشه اینکه؛تو محدوده مادی قوس نزول همه چیز از عناصر اربعه ساخته شده که خودشون به خاطر بسیط بودن و قصور ذاتی و خست صورت،حیات کاملی ندارن و تکاملشون به اختلاط با هم اونهم به قدر و اندازه معینه.و این ترکیباته که باعث صورت های مختلفی از حیات عظیمه.
....
ملاصدرا تازه شروع کرده به حرف...خدا کنه برسم به ته حرفاش.چون یقین دارم همه خبرا اوت ته مهاست.
پ ن: داشتم پستای اینستامو مرور میکردم که رسیدم به این عکس و نوشته و میخکوب شدم.چون تاریخش 14 مهر 1400 ه و دقیقا امسال تو همین تاریخ اتفاق مهمی برام افتاد که اثرش تو زندگیم دائمیه.
نوشتن خاطرات از این جهت که میتونی دوباره خودت و مسیری که رفتی رو ببینی عالیه.