9 مرداد واکسن زدم.
از دیروز عصر علائم بیماری ظاهر شد و شب به اوج خودش رسید.
دیشب یکی از بدترین شبهای عمر من بود.تب بالا و درد قفسه سینه.نفسم تنگ و بشدت سرم درد میکرد.
دوز بعدیم....زنده باشم 8 آبانه.
خب ب ب بالاخره مردادم اومد.مرداد ماه تولد منه و گرچه به این شخصیت شناسی های چینی و هندی و خورشیدی و اینجوری و اونجوری اعتقادی ندارم ولی خصوصیاتی که برای برج اسد یا همون مرداد ماه ذکر کردن 99 درصدش با خصوصیات درونی من همخوانی داره.
....
کمر گرما هم شکسته شد.سه شنبه اخرین 42 درجه نمایشگر گوشی بود(50 درجه واقعی) و از امروز دما 41 درجه ست و چند روز بعد 40 درجه و هفته آینده میره زیر 40 که البته گرمای محسوس همون بالای چهله ولی چیزی که مهمه اینه دو سه روز دیگه چله بزرگ تمام میشه و چله کوچیک شروع میشه.این یعنی ما رسما از جهنم خارج میشیم.
...
امروز به احتمال قوی روزیه که 6 تا از پرنده ام فروخته بشن و برن پی زندگی جدیدشون. 6 تا 5 تاشونو خودم از جوجگی بزرگ کردم ولی تعدادشون داره زیاد میشه و من دیگه نمیتونم بخوبی به آب و دونشون برسم.
دو تا عروس هلندی و چهار تا برزیلی که اعضای یک خانوادن...یعنی پدر و مادر و دو بچه.
و یک پرنده حمایتی .