مرض کنکور

بازم یه جابه جایی تحصیلی دیگه.

این بار دیگه آخرین بارمه و الا با تی پا از دانشگاه پرتم میکنن بیرون. فکر کنم اگر سازمان سنجش اسم منو یبار دیگه ببینه کلا نمیذاره کنکور بدم.

نمیدونم چرا مرض کنکور دارم.مدام 60 تومن 90 تومن میدم این کنکور اون کنکور . ثبت نام  میکنم ولی یا سر جلسه نمیرم یا قبول میشم و نمیرم.

البته بازم کنکور ارشد 1400 رو ثبت نام کردم. میخوام ببینم اینبار رتبم چقدر میشه.


استاد فلسفه از کانادا

امروز ساعت 3ونیم تا 5ونیم جلسه اول درس تاریخ فلسفه اسلامی بود.اولین بار بود با این استاد کلاس داشتیم و جالب بود که استاد از کانادا وصل شده بود و ما دانشجوام هر کدوم از یه گوشه ایران بودیم.

راستش خیلی هیجان انگیز بود برام.میتونم بگم این مدلی درس خوندن خیلی بهتر از کلاسهای سنتیه.

استاد خلیم جدی بود و  همه رو ملزم کرد به داشتن وب کم یا روشن کردن اون و میکروفون که جزء لاینفک کلاسشه. کلاس رو جلسه صفر حساب کرد تا با دانشجوها آشنا بشه و خواست دوربین ها روشن باشه تا دانشجوها رو یکی یکی ببینه.من و دو سه تا از خانما خواهش کردیم جلسه بعد با استاد ملاقات کنیم چون آمادگی نداشتیم و استادم قبول کرد ولی از دونه دونمون سوابقمون رو پرسید.

جالب بود خیلی  ازهمکلاسی هام رو امروز تونستم ببینم.همکلاسی هایی که همیشه خلاصه شده بودیم تو چت و یا نهایتا صوتهای تو کلاس ها و البته دانشجوهای دیگه ای که گرایششون با من و همکلاسیام فرق داشت. امروز 4 تا گرایش از فلسفه تو یه کلاس بودیم و تقریبا شلوغ بود.

بنظر استاد خیلی جدی میومد و عنوان کرد کلاس مجازی من دقیقا عین کلاس حضوریه و از هر کس سوال کنم هم میکروفونش رو روشن میکنم هم دوربینش رو لذا خانم ها ملزمند با حجاب بشینن تو کلاس.

خلاصه اینکه بریم ببینیم این درس 4 واحدی رو چطوری میخواییم پاس کنیم.

من میخوام ماسکم بزنم