قیامت ساعت

نمیدونم فقط من مرض ساعت دارم یا دیگرانم مبتلا به این سندرم هستن!

چند چیزه که در مقابلشون  توان ایستادن ندارم.ساعت و انگشتر و البته در وهله بعد عطر.

دیوانه وار عاشق ساعتم و اگر محدودیت مالیم نبود ومثلا  یه زن ثروتمند بودم که پول خردم میلیون بود قطع به یقین الان باید دویست سیصد تا ساعت برند و ناب داشتم.اما فقط 28 تا دارم . هفته پیش هم 3 تا ساعت خریدم و الانم میخوام برم سایت ساعت و چهارمی رو بخرم.

میدونم دچار وسواس و مرضم چون ساعات منو به دلیل پوشیدن ساق دست به ندرت کسی تو دستم میبینه.در واقع یجورایی فقط برای حظ و لذت خودم میخرم واستفاده میکنم و یه چیزی که گاهی میاد تو ذهنم اینه که  کاش اون موقع ها که طلا ارزون بود یه ساعت طلا برای خودم میخریدم.اما از طرفی این رو هم میخوام اضافه کنم که غالبا وسوسه ساعت طلا نشدم ولی در عوض در مقابل ساعت های دهه 50 و 60 میلادی خیلی اغوا شدم که میکرون طلا هم دارن و راستش 3 تا از ساعت هام از همین نوع و عتیقه محسوب میشن که با رغبت بابتش پول دادم.

تازه این مرضم نسبت به ساعت های زنانه ست که در مقابل عشقم به ساعت های مردانه مثل بچه میمونه ،چون من عاشق ساعت های مردانه ام و براشون غش میکنم.یقینننن دارم اگر مرد بودم الان کلکسیونی از ساعت داشتم که لااقل نیمی از اونها متعلق به دهه های 50 و 60 و 70 بود.لامصبا انگار با آدم دارن حرف میزنن.

و اینکه فکر میکنم این کشش من به ساعت برمیگرده به زمانی که 4 و 5 سالم بود و دست دایی بزرگم ساعتی رو میدیدم که توجه منو بخودش جلب میکرد.گاهی که داییم میومد خونه ما میرفتم بغلش مینشستم و مچشو میگرفتم و خیره میموندم به ساعتش و تو همون سن کم انگار میرفتم تو فضا.

از اون سالها خیلی خیلی خیلی خیلی یعنی چیزی حدود نیم قرن میگذره ولی اون ساعت و اون حس همچنان با منه و دارم به خرید یه ساعت عین ساعت داییم فکر میکنم. منتهی بدبختی من تو این موضوع اینه که مچ دست من خیلی کوچیکه و هر ساعتی رو نمیتونم استفائه کنم.به تعبیری قطر ساعت باید کم  باشه و الا رو مچم قرار نمیگیره.ساعتی که تو ذهنمه انواعش موجوده ولی غالبا خط و خش و خوردگی دارن.چندبارم تمیزشو پیدا کردم که فروخته شده بود.شاید اگر اون ساعت رو پیدا کنم و بخرم کمی تب ساعت در من فروکش کنه.چون من با ساعت دنبال ارامشم و یقین دارم اون ساعت بهم ارامش خواهد داد.

فکرشو بکن اگر مچم بزرگ بود الان چه قیامتی از ساعت داشتم.

و در آخر اینکه لعنت خدا به باعث و بانی گرانی. الان یه ساعت معمولی و خوب از 5 میلیون شروع میشه و تا 25 میلیون بلکه بیشتر میره بالا. یادمه اون موقع ارزونی طلا ساعت طلا 4 میلیون تا 12 میلیون بود. خدا لعنتتون کنه.


دارم له میشم

زیر فشار درسای سخت دارم جون میکنم.

تو این سن بجای اینکه برم یوگا و کوه و پارک و گشت و گذار خودمو لای کتابای فلسفی غرق کردم و این کتابو میبندم اون یکی رو باز میکنم. خدایا چی میشد علاقه به زبانو مینداختی تو جونم!  اصلا خودت باشی میتونی بفهمی صدها ساله این همه فیلسوف چی دارن میگن؟!

خدااایا بسته دیگه... من دیگه نمیفهمم.


مردم شب یلدا دور هم خوش گذروندن منم از ظهر تا همین الان که 5 صبحه نشستم رو رو کتابا و یکی میزنم تو سر خودم یکی هم میزنم تو سر کتاب.