-
کیلویی ۱ میلیون تومان
1399/08/17 02:59
طی این سالها هم به دلیل کاهش متابولیسم بخاطر افزایش سنم و هم بخاطر ده سال قوز کردن رو کتاب و دفتر و بی حرکتی اضافه وزن پیدا کردم و به تبع اون دچار دردهای مفصلی و عضلانی شدم. 3 سالی هست که TRXکار میکنم و بی اندازه بدنم رو از آتروفی شدن نجات داد ولی متاسفانه به دلیل مسائلی که کرونا برامون پیش آورده، باشگاهی که میرفتم با...
-
انرژی های منفی
1399/08/11 14:53
هر جا میرم به در بسته میخورم. اونهم عجیب و غریب. یعنی تا این حد انرژی انسان ها نکبت آوره؟!
-
تودار باش تا چشم نخوری
1399/08/02 18:14
سال گذشته در مورد تحصیلم تصمیماتی گرفتم.شروع کردم به انجام مقدماتش و تابستان امسال هم شدیدا درگیرش بودم. باید بگم خیلی برام سخت بود که هم درس خودمو بخونم هم دروسی که بابتش تصمیم به تغییر گرفتم. خیلی افتان و خیزان حرکت کردم،خیلی با تردید و خیلی نگران.اما حالا که نزدیک اون چیزیم که میخوام میبینم خیلی درست تصمیم گرفتم. و...
-
کی چکار میکنه؟!
1399/07/20 22:22
از خودتون بگید؟! دارین چکار میکنید؟! درستون؟! شغلتون؟! تجرد و تاهلتون؟! آرزوهاتون؟! خوشبختی و بدبختیاتون؟!
-
بلاگ اسکای سیاسی
1399/07/03 23:03
هر وقت خواستم از سر بیکاری وبلاگهای بروز شده ی صفحه اول بلاگ اسکای رو بخونم برخورم به وبلاگ های سیاسی یا در نهایت وبلاگ مشاغل.یه زمانی وبلاگ ها پناهگاهی بود برای تخلیه افکار و احساسات مر و زن -پیر و جوون.اما حالا قطع به یقین میگم شده جایی برای خواص که به دور ازهیاهو بنویسن هر چند خواننده نداشته باشه. . . . من دلم برای...
-
تبلیغات چندش بلاگ اسکای
1399/06/25 14:24
هر وقت میام بلاگ اسکای...یا هر وقت وبلاگی رو اینجا باز میکنم حالت تهوع و چندش بهم دست میده. گاهی وسوسه میشم وبلاگم رو منتقل کنم جای دیگه.اونهم فقط به دلیل تبلیغات چندش بلاگ اسکای. بلاگ اسکای قبلنها وضعیتش خیلی خوب بود ولی گویا تو ورژن های بعدی خیلی افت کرده.نمونشم همین تبلیغات اندازه کله آدم هاست. خب لعنتی تبلیغ شیک...
-
این روزا
1399/06/25 14:17
این روزا سرم خیلی شلوغه.اصلا نمیدونم کی شب میشه کی صبح.فقط خداروشکر مریض نیستم.بقیش حله.
-
کشور تضادها
1399/06/07 14:44
ایران مملکت تضادهاست. هیچی با هیچی نمیخونه.
-
روانشناس هم نالید
1399/06/01 14:14
خیلی اتفاقی داشتم با یکی که روانشاسی خونده حرف میزدم.دیدم اون فلک زده هم از ناامنی اخلاقی ایرانی ها داره میناله. میگفت تنهایی رنج آور شرف داره به اینکه با دوست و فامیل مراوده کنی! .... انسانیت تو ایران تبدیل شده به الماس نایاب. .... چه خبرتونه؟!!!!
-
خداحافظ برج اسد
1399/05/31 22:51
امروز 31جمعه مرداد. تابستون دیگه کم کم داره بار و بندیلشو جم میکنه. معلوم نیست تابستون سال دیگه رو خواهم دید یا نه! ..... پستای این ماه رکورد کل یازده سالمو زد گویا.
-
زن یعنی بچه هاش
1399/05/31 14:29
فکر میکنم دچار افسردگی افزایش سن شدم.شدیدا احساس میکنم بی خاصیت و بی فایده ام. فکر مکینم برای یک زن مهمترین مسئله و دغدغه عمرش بچه هاش باشن. جوان که بودم شدیدا با فرزند آوری مخالف بودم ولی این اشتباه رو زمانی متوجه شدم که بچه ها دبیرستان رو تمام کردند و وارد دانشگاه شدند. بهتره بگم بعد از دیپلمشون دیگه بچه نداری.
-
آدم های سمی
1399/05/26 13:25
جوانتر که بودم خیلی راحت دیگران رو میبخشیدم.حتی مواقعی که من بی گناه بودم و مورد تهمت و غیبت و سحر و جادو و دسیسه و بلا از طرف دیگران واقع میشدم.نمیدونم چرا نفرت و کینه و انزجار و انتقام بلد نبودم و فکر و حس میکردم که باید با همه دوست باشم و همه رو هم دوست داشتته باشم. اونقدر بی تجربه و خام بودم که همه رو مثبت با نیت...
-
زن میانسال و دف
1399/05/25 20:50
دارم فکر میکنم اگر یه زن میانسال بره لای جوان ها دف یاد بگیره چه برداشتی از این زن خواهد شد؟! عاشق فلوتم و صداش برام روحانیه.مدتیه دارم بین دف و فلوت رفت و آمد ذهنی و روحی میکنم ولی هنوز نتونستم تصمیم قطعی رو بگیرم.
-
خط پایان
1399/05/24 04:39
روز تولدم بیشترش به فکر گذشت.شاید خاصیت افزایش سن اینه که بیشتر به گذشته فکر میکنی!شاید دیگه داریم باور میکنیم که نزدیک خط پایانیم! زندگی دنیایی ما در مقابل زندگی برزخی و زندگی جاوید مثل یه پلک زدنه و حیف اینو زمانی میفهمیم که خیلی دیر شده.
-
رادیو خودکشی
1399/05/23 05:40
درسته که هزار تا کار روی سرم ریخته ولی با این حال حوصله گوشام سر رفت.یک هفته ای سی دی احسان خواجه امیری رو گوش کردم ولی نظرم بهش منفی بود.کاملا مشخصه احسان بعد از مرگ دکتر یداللهی چیزی برای خوندن نداره و این آلبومای آخرش شده خزعبلات و اراجیف.جدا جای خالی بعضی هارو هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه پر کنه. از جفنگیات احسان خسته...
-
علت بیچارگی های ما
1399/05/21 22:14
یه غرور ذاتی و کاذب و داغون تو خون ما ایرانی ها وجود داره که نمیذاره هیچ چیزی اصولی و صحیح پیش بره. .... یه جمله نوشتم ولی بشین بهش فکر کن. ا زخودت شروع کن و برو تا ببین تا کجا و به کی میرسی! بعد شااااید علت همه بیچارگی هامون رو بفهمی.
-
کیهان بچه ها
1399/05/20 23:03
یه کیهان بچه های عتیقه خریدم که نازکی و رنگ زرد و بوی کهنگی ورقهاش پرتابم کرد به دوران کودکیم.یادمه سه شنبه ها میومد رو کیوسک و ما یعنی من و برادرم تحت الزام مادرم ملزم بودیم بخونیمش. چند سالیه که عجیب به گذشته وابسته شدم و تمام دوران کودکی و نوجوانیم رو مرور مکینم و گاهیم از گوشه چشمام اشک سرازیر میشه.بنظرم دنیا هر...
-
اسم وبلاگ
1399/05/20 14:14
دارم به تغییر اسم این وبلاگ فکر میکنم.شاید اینم جزئی از پروسه تغییر من محسوب بشه چون بشدت از اون زن یازده سال پیش متنفرم. البته از این زن اکنون هم چندان دل خوشی ندارم و مدام دست و پا میزنم برای تغییرش.
-
مختصر و مفید
1399/05/19 20:06
به یه چیزی پی بردم! به اینکه حوصله خوندن پست های طولانیه وبلاگ ها رو ندارم.اول فکر میکردم تو موقعیت مناسبی از حس و حال نیستم ولی هر بار مواجه شدم با یه پست بلندبالا دیدم چهار خط اولو خوب میخونم بعد دو خط درمیون میخونم و به اواسط پست نرسیده حوصلم سر میره و وبلاگ شخص رو میبندم. بنظرم کسی که بتونه هدف و منظور رو بطور...
-
خوارج زمان
1399/05/18 23:08
دبیرستان که بودم از درس تاریخ اسلام متنفر بودم.(همه متنفرم بودن) اما مجبور بودیم بخونیم و امتحان بدیم.هیچوقتم فرق جنگ جمل و صفین و نهروان و ناکثین و قاسطین و مارقین رو نفهمیدم.برامم سوال بود خوارج کیان و سال ها گذشت تا تونستم به مفهوم خوارج پی ببرم. البته نه مدد مطالعه کتب تاریخ اسلام بلکه به لطف خوارج زمان خوب با این...
-
عاق والدین
1399/05/17 05:53
عواقب عاق والدین در دنیا و آخرت چیست؟ هر کارى که موجب اذیت والدین گردد، به معناى عاقّ والدین است، مگر در مواردى که تکلیف واجب یا حرامى باشد، و به انسان دستور مخالفت با آن را بدهند. به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آنها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و آنها را به سبب...
-
انسان بد
1399/05/16 14:34
تعدادی از وبلاگ هایی که نویسندشون خانمها هستن رو خوندم ودلم گرفت.همشون از زندگی و وضع موجودشون نالانند و به نظر میرسه برای تخلیه روحی و روانی دارن مینویسن که البته کارشون رو تایید میکنم به این دلیل که یکی از راه های درمان روح و ورانه.راهی برای تخلیه غم و غصه و بعضا خشم و نفرت که جزء رذایل باطنی انسانه و باید با هر...
-
فعلا
1399/05/15 23:11
نمیخواستم پیجو باز کنم ولی بخاطر پیاماتون فعلا ازش صرف نظر کردم.ولی احتمال داره مجددا رمزیش کنم. شما که حرف دارید چرا به گوشیم پیام میدید؟!!!! من دیگه به پیام های تو گوشیم جواب نمیدم.اگر قراره باشید لطفا اینجا باشید نه تو گوشیم.ظاهرا من کار و زندگی دارم هاااااا..نمیشه که مدام سرم تو گوشی باشه و اهل خونه هی ازم سوال...
-
باید یاد بگیرم که...
1399/05/14 23:44
برای هزارمین بار باید یاد بگیرم که آدم ها بسیار نامهربانند. اگر هم ظاهرا التفاتی هست دروغ و نقش و منفعت طلبی ست. وبلاگ رو چند وقتی قفل میکنم.
-
یافتن دوستان جدید
1399/05/14 23:30
قشنگ معلومه همتون تو اینستا مشغولید و نو که میاد به بازار کهنه میشه دل آزار. حالا منم شروع میکنم به یافتن دوستان جدید در همین بلاگ. پست بازه.
-
تهدید
1399/05/14 10:49
قرار نشد من بنویسم شما بخونیداااا. تا حالا ۳ نفرتون رمز گرفتین.اگر شمام میخوایین حرف نزنین من کل وبلاگ رو رمزدار میکنم.یا یک ساعت دیگه وقت صرف میکنم و کل رمزهارو عوض میکنم. ارتباط باید دو طرفه باشه....حال ندارید چیزی بنوسید لااقل یه استیگر بفرستین من بفهمم نفس میکشید.
-
عمر نیم روزه
1399/05/13 19:10
به طول ماه ها و سالهایی که گوشه سمت راست وبلاگ عرض اندام میکنه که نگاه میکنم حس غریبی بهم دست میده.کاری به اینکه تقریبا 5 سالش رو ننوشتم و اثری از ماه و سالش نیست ندارم ولی همینطوری هم که نگاهش میکنم با خودم میگم یاااازده سال گذشت؟ یازده سال کم نیست ولی پس چرا حس میکنم 11 روز گذشته؟ در حالیکه خیلی هم سخت گذشت؟! .......
-
رمزدار کردن پست ها
1399/05/13 11:06
خب...بالاخره تصمیم گرفتم بجای رمزدار کردن خود وبلاگ ،پست ها رو رمزدار کنم.درسته وقتم رو گرفت ولی اشکال نداره...ارزششو داشت. ..... برگشتن به این وبلاگ و خوندن تک به تک پستهای منتشر و چرکنویس بیشتر از هر کسی برای خودم مایه عبرت و آگاهی بود و با اوصافی که هست فکر نمیکنم نوشته هام دیگه به درد کسی بخوره. خوندن بعضی پستها...
-
تغییر ذائقه
1399/05/12 19:17
ده دوازده سال پیش که تمام ارتباطاتمون محدود میشد به وبلاگ و یاهومسنجر و صفحات چت خیلی خوشحال بودیم.خوشحال از اینکه داریم با افرادی از سراسر ایران آشنا میشینم اونهم با هزینه ی اندک یعنی خرید شارژ و دایل آپ.خخخخ...باید سیم کشی میکردی به کامپیوترت و اگر وضعت خوب بود لپ تاپت.این یعنی دو نفر همزمان نمیتونستن از نت استفاده...
-
قیاس
1399/05/12 04:50
نمیدونم چی شد که یکی دو شب در تلاش بودم پسورد اینجا رو بیاد بیارم.و باز نمیدونم چه انگیزه ای باعث شد من حضورمجددم رو اعلام کنم و حتی برگردم به آرشیو نوشته های سالهای قبل و اونها رو دوباره منتشر کنم!اما اینو خوب میدونم که وقتی وارد این وبلاگ شدم و برگشتم به نوشتهام با یه زن احمق و بی خاصیت مواجه شدم.اینکه خودم رو در...