-
جوراب سفید با کفش بندی
1400/02/25 00:24
من به قواعد و آداب لباس پوشیدن خیلی اهمیت میدم.برام مهم هم هست که دیگران چطور میپوشن. بگذریم از اینکه تو مملکتی که فرهنگ و ادبش نابود شده انتظار خیلی چیزها رو نباید داشت و یا باید داشت ولی نکته مهمی تو پوشش غلط مردانه هست که همیشه رو مخ منه و وقتی میبینم جدا عصبی میشم و اونهم پوشیدن جوراب سفیده با هر کفش و لباسی....
-
ستار عشق دوران کودکی
1400/02/23 21:35
ده دوازده سالم که بود عاشق ستار بودم.(البته بهش علاقه بگم بهتر)البته از اون خانواده هایی نبودیم که بتونم این سلیقه رو ابراز کنم یا مثلا پوستر و عکسی از خواننده یا هنرپیشه مورد علاقم رو به در و دیوار اتاقم بزنم.تو دلم آرامش ستار رو دوست داشتم.با وجودیکه همه بچه های هم سن و سال من عاشق هیجان و آهنگای شش و هشت بودن برای...
-
خانواده والتون و من
1400/02/23 14:41
جم کلاسیک هر روز داره سریال خاواده والتون رو نشون میده.(و البته سریال های قدیمی دیگه)تمام این سرال ها رو من تو بچگی از تلویزیون ملی میدیدم.راستش با دیدنشون حالم هم خوب میشه هم بد.خوب میشه چون باهاش فرهنگ واصالتی که باهاش داشتم رشد میکردم در من زنده میشه، همون حسی که تو مدرسه و سازمان پیش آهنگی و کانون پرورش فکری...
-
خاطرات بچگی-شیرینی مربایی
1400/02/22 16:01
یادمه بچه که بودم عاشق شیرینی مربایی بودم. از اون شیرینی ریزا که هر کدومش یه شکل هندسی داشت و تزیین روشم متفاوت بود. اما داخل همشون مقداری مربا بود. اون زمان ها این نوع شیرینی ها بیشتر تو عروسی ها سرو میشد.و البته عیدها هم یکی از گزینه های انتخاب شیرینی بود. اون زمان ها خبری از شیرینی های قری فری حالا نبود .شیرینی...
-
خوش بحال اصحاب کهف
1400/02/20 20:37
ما قدیمیا یه جور خاص بزرگ شدیم.تو چارچوب و خیلی قانونمند،عاطفی و با وجدان.درسته که دوران ما از تکنولوژی امروزی خبری نبود و ته مدرنیته برای ما تو داشتن ماشین و تلویزیون رنگی و ضبط صوت بزرگ و جاروبرقی و ماشین لباسشویی و گاز کشی خونه هامون خلاصه میشد ولی هر چی که بود عالی بود.خونه ها گرم بودن و خانواده ها باعاطفه ، همدلی...
-
من بدو آهو بدو
1400/02/03 23:35
هوا خیلی گرم شده و تحمل گرما و روزگی و خوندن درس اونم 16 واحد مباحث فلسفی خیلی سخت شده. اصلا رمقی برای آدم نمیمونه . به معنای واقعی جهنم شده زندگیم. منم حرف خاصی جز غرغر ندارم و انگاری فقط ماه به ماه باید بیام و حاضری بزنم و برم. تا آخر ماه رمضان باید کلی درس بخونم. من 3 هفته دیر وارد کلاسام شدم و برای همین حکایت من و...
-
شب چهادهم فروردین
1400/01/13 21:49
باز شروع شد. این کلاسای لعنتی.پشت آدمم که هی باد میخوره و دیگه حالی نمیمونه بشینی پای درس و مشق.اونم مباحث سنگین فلسفی. یادمه بچه مدرسه ای هم بودم تا روز آخر مشقای عیدمو نمینوشتم.بعد شب آخر که از سیزده بدر برمیگشتیم خونه مینشستم پای دفترو کتابم و تا ده دوازده شب رونویسی میکردم و مادر و پدرمم هی میزدن پس گردنم که ذلیل...
-
سال 1400
1400/01/06 22:14
خبببب....زنده موندیم و سال 13400م دیدیم. امیدوارم امسال این ویروس نکبت شرش رو از سر جهان کم کنه. امیدوارم امسال بدبختی هامون کم بشه. امیدوارم امسال کمی انسانتر و آدم تر باشیم و بهم رحم کنیم.
-
مرض کنکور
1399/12/29 01:59
بازم یه جابه جایی تحصیلی دیگه. این بار دیگه آخرین بارمه و الا با تی پا از دانشگاه پرتم میکنن بیرون. فکر کنم اگر سازمان سنجش اسم منو یبار دیگه ببینه کلا نمیذاره کنکور بدم. نمیدونم چرا مرض کنکور دارم.مدام 60 تومن 90 تومن میدم این کنکور اون کنکور . ثبت نام میکنم ولی یا سر جلسه نمیرم یا قبول میشم و نمیرم. البته بازم کنکور...
-
استاد فلسفه از کانادا
1399/12/09 20:05
امروز ساعت 3ونیم تا 5ونیم جلسه اول درس تاریخ فلسفه اسلامی بود.اولین بار بود با این استاد کلاس داشتیم و جالب بود که استاد از کانادا وصل شده بود و ما دانشجوام هر کدوم از یه گوشه ایران بودیم. راستش خیلی هیجان انگیز بود برام.میتونم بگم این مدلی درس خوندن خیلی بهتر از کلاسهای سنتیه. استاد خلیم جدی بود و همه رو ملزم کرد به...
-
شما در دو بدن دیگه
1399/12/07 22:40
شاید اون زمان هایی که پدرم زنده بود بهش وابسته نبودم.یعنی اینطوری بارمون آورده بودن که بهم وابسته نباشیم.ولی حالا که بینمون نیست میبینم وابستگیم به پدرم خیلی بیشتر شده و حتی بیشتر از زمانی که زنده بود بیادشم. کاش میشد به فرزندان گفت قدر پدر و مارهاتون رو بدونید ،حتی اگر باب میل شما نیستن.اونها تکرار ناشدنین.اونها خود...
-
کوره ی روح
1399/12/04 20:32
خاصیت سختی ها اینه که آدم رو میسازن. آهن برای اینکه شکل بگیره باید بسوزه ...گداخته بشه تا فرم بگیره. روح انسانم برای اینکه بزرگ بشه، مسلط بشه ،متبحر بشه و ...خالص بشه نیاز به آتش سوزان داره.برای همینه انسانهای پر درد و رنج روح متعالی تری دارن و یجورایی یه سر و گردن از باقی انسان ها بالاترن. من امروز 4 اسفند سال 1399...
-
بهترین حس عالم
1399/12/04 08:37
هیچ حسی بهتر از خواب نیست. هوا سرد باشه و بخزی زیر لحاف و صورتمم بچسبونی به بخاری تا از حرارت اون غش کنی. اصلا این مدل خواب خوده خوده بیهوشیه. .... من آدم کم خواب و بیخوابیم که مغزم در برابر خواب مقاومت میکنه.علتشم اینه که از مغزم خیلی کار میکشم و مدام در حال فکر و حلاجی مسائلم.دکترم چند بار قرص خواب برام تجویز کرده...
-
جمع اضداد
1399/12/03 21:53
تمام عمر خودم رو در ظاهر خیلی قوی و مسلط نشون دادم و هنوزم نشون میدم اما در واقع اینطور نیست و بی اندازه حساس و شکننده هستم.شایدم این یکی از عوارض بالا رفتن سنه.چون همراه پوستم خیلی خوب متوجه نازک شدن روحمم هستم.نمیخوام بگم پر توقع و پر انتظار شدم،نه ،حتی برعکس میتوم بگم تحملم بیشترم شده اما این یعنی جمع اضداد و خیلی...
-
اعتراف
1399/12/03 19:24
میخوام یه اعترافی بکنم.شاید جالب نباشه اینو اینجا درجش میکنم ولی بیخ گلوم مونده و داره خفم میکنه. راستش خیلی از دنیا بیزارم.شاید اینم یکی دیگه از تبعات خوندن فلسفه باشه.اینکه از زندگی سیرت میکنه. نه اینکه یدفه سیر بشیا.نه...بلکه زندگی رو اونقدر برات پوچ میکنه که ازش سیر میشی و دیگه بهت سخت میگذره. البته قاعدتا نباید...
-
روز مادر
1399/11/30 00:28
3 روز بعد از روز مادر یه خبری بهم رسید. فعلا به کسی نگفتم. باشه به وقتش .
-
خودکشی علمی
1399/11/29 00:29
خیلی از این شاخه به اون شاخه میپرم. نمیدونم چرا هیچ درسی آرومم نمیکنه! گاهی بدجور دلم میخواد قید همه چیزو بزنم و برم بشینم رو سجادم و به هیچ چیز این دنیای مادی فکر نکنم. بنظرم گاهی ندونستن بهتره. ------- علی رغم اینکه میخواستم دیگه برنگردم محل تحصیل قبلیم ولی نمیدونم باز چه مرگم شده. دارم مقدمات برگشتم رو فراهم میکنم....
-
شعر
1399/11/23 11:41
گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی گاهی اوقات قرار است که در پیله ی درد نم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا بشوی گاهی انگار ضروری ست بگندی در خود تا مبدل به شرابی خوش و گیرا بشوی گاهی از حمله ی یک گربه ،قفس میشکند تا تو پرواز کنی راهی صحرا بشوی گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست باعث مرگ گل سرخ مبادا...
-
امتحان خر است
1399/11/10 03:39
ایام امتحاناته و من بازم عین خر تو گل موندم. ..... ساعت 3ونیم صبحه و من دارم دیدگاه چند فیلسوف رو راجع به حدوث و قدم نفس میخونم. کلا بحث حدوث و قدم رو دوست دارم .گاهی وسوسه میشم برای دکترا گرایش کلام رو انتخاب کنم ولی غالبا حکمت متعالیه برام اغوا کننده تر هست.البته اگر اجل معلق سراغم نیاد.
-
قیامت ساعت
1399/10/02 23:21
نمیدونم فقط من مرض ساعت دارم یا دیگرانم مبتلا به این سندرم هستن! چند چیزه که در مقابلشون توان ایستادن ندارم.ساعت و انگشتر و البته در وهله بعد عطر. دیوانه وار عاشق ساعتم و اگر محدودیت مالیم نبود ومثلا یه زن ثروتمند بودم که پول خردم میلیون بود قطع به یقین الان باید دویست سیصد تا ساعت برند و ناب داشتم.اما فقط 28 تا دارم...
-
دارم له میشم
1399/10/01 04:56
زیر فشار درسای سخت دارم جون میکنم. تو این سن بجای اینکه برم یوگا و کوه و پارک و گشت و گذار خودمو لای کتابای فلسفی غرق کردم و این کتابو میبندم اون یکی رو باز میکنم. خدایا چی میشد علاقه به زبانو مینداختی تو جونم! اصلا خودت باشی میتونی بفهمی صدها ساله این همه فیلسوف چی دارن میگن؟! خدااایا بسته دیگه... من دیگه نمیفهمم....
-
انگلیسی با لهجه ترکی
1399/09/13 23:15
کشفیات جدید.... وقتی متون انگیلیسی رو میخونم و ضبط میکنم که بفرستم برای استادم متوجه ته لهجه ترکی توش میشم. برام جالب بود که یادگیری لهجه شنیداریست.چون من چند سالیه که شبکه های رادیویی و تلویزیونی آذربایجان و ترکیه رو گوش و نگاه میکنم و سماعی با این دو زبان آشنام. فقط حیف خروجی نداره . ایکاش میتونستم با یکی ترکی حرف...
-
مادر شدنم مبارک
1399/09/09 19:54
امشب شب تولد پسرمه. 11 سال پیش خاطرات بدنیا اومدنش رو همینجا نوشتم.
-
کرونا دوستت داریم
1399/09/09 00:47
کلاسای آنلاین خیلی داره بهم خوش میگذره. صبح صاعت 8 آنلاین میشم بعد صدا رو میبندم و میگیرم میخوابم. از طرفیم چون اغلب استاتیدم مسنن وآنچنان با سبک و سیاق تدریس مجازی آشنا نیستن ترجیح دادن صوت تدریس رو ضبط کنن و بدن آموزش بذاره تو سامانه و اینجوری بعضی واحدا خودبخود پیچونده میشه. نه درس پرسیدنی هست...نه کنفرانسی...نه...
-
اشی و راننده اسنپ
1399/09/06 15:53
یه دختر 43 ساله و مجرد هست که یک روز در میون میاد به آشپرخونه ترکیده م رسیدگی کنه.راستش من خیلی وقته که دیگه خانه داری نمیکنم و به نظرم زمانم رو میتونم به درسام برسم یا کتاب بخونم یا کارهای مورد علاقمو انجام بدم.روال کار اینطوره که عصرا میاد ریخت و پاش دو روز مارو جمع و جور میکنه و منم براش اسنپ میگیرم و میره. دیشب...
-
من فکر میکنم پس هستم
1399/09/05 01:44
هوووووووراااااااااااااا یااااااافتم.* آفرین به حدس خودم. پست قبلی ارسال و عنوانش در صفحه به روز شده ها نمایش داده شد. پس معلوم شد که بلاگ اسکای به تعداد حروف و جملات و خطوط حساسه و از طرفی فقط یکی از تیترهات مجاز به نمایش در صفحه اوله. ما رفتیم بای بای...(به ریتم ناهید ) تا اکتشافاتی دیگر روز و روزگارتان خوش. ===== پ...
-
کشفیات
1399/09/05 01:33
گاهی بعد از خروج از سایت چشمم به عنوان پست خودم میخوره که خب طبیعیه موقع خروج ببینم. گاهیم متوجه شدم عنوان پستم نیست.علتش برام مهم نبوده تا امشب که با خروجم بازمواجه شدم با عدم نمایش عنوان وراستش کنجکاو شدم علتش رو بدونم. دوباره برگشتم تو سایت که یه متن طولانی بذارم ببینم آیا مشکل از تعداد کلامته یا مسئله چیز...
-
کاش میشد رفت
1399/09/05 01:22
ایران رو غم و غصه و افسردگی گرفته. بقول اون یارو: کاش میشد هممون بذاریم بریم.
-
دکتر دو قطبی
1399/08/30 00:39
9 ماه پیش یه عمل جراحی داشتم.بعد از عمل نیاز بود یکبار دیگه یه عمل سرپایی تو مطب روی همون موضع انجام بدم. دکترم تو ایران که نه ...بلکه بین تمام ایرانی های دنیا معروفه و مطبش اونقدر شلوغه که نگو تا حتی مراجعه کننده ها از کشورهای دیگه میان پیشش. دست مزدشم چندین برابر جراحای دیگست. عملی که متخصص دیگه میگیره 10 تا 15...
-
سال به سال دریغ از پارسال
1399/08/23 19:35
کاش ده سال پیش بود. کاش بیست سال پیش بود. کاش سی سال پیش بود. کاش... کاش... کاش... این جمله ایه که فقط تو ایران میشونی.