بالاخره تموم شد

امروز آخرین امتحان رو دادیم و از شر این ایام سخت و شوم خلاص شدیم.

روزها و شبهای سنگینی گذروندم.علی الخصوص از سه روز پیش که علائم کرونای جدید رو بروز دادم،بدون اینکه از خونه بیرون رفته باشم یا کسی خونم اومده باشه.حدسم اینه که از سطوح خریدهای خونست که همسرم مسئلولشه.من همیشه سطوح لوازم خریداری شده  رو میشستم اما تو این 3-4 هفته بدلیل مشغله درسی اهمال کردم و حتی میتونم بگم خودم با جابجایی همون وسایل و بدون شستن دست هام  لقمه ای چیزی هم میخوردم و به این فکر نمیکردم که ممکنه ویروس رو از سطوح بگیرم.

این سه روز اخیر رو هم بخاطر اینکه خوابالود نشم هیچ دارویی استفاده نکردم و عملا با یه سر درد شدید و بیحالی نشسته بودم پای شواهدالربوبیه ملاصدرا که تو حالت عادی برای خوندن و فهمش انرژی مضاعف میخواد و در واقع من از بدنم مایه گذاشتم.

اما بالاخره تمام شد و حالا میتونم برم یه آنتی هیستامین و یه استامینوفن بخورم و لحاف رو بکشم رو سرم و بگیرم بخوابم بدون اینکه کابوس ببینم و اضطراب درس و امتحان داشته باشم.و از فردا بلند بشم برای خوندن چند درس معوقه و امتحانشون بطور خصوصی تا قائله ارشد رو ختم کنم.


خیلی خستم...مغزم میسوزه.

مجازی شدن امتحانات و ترم بهمن

 بحمدالله والمنه امتحانات مجازی شد. و البته به تبع اون ترم هم مجازی برگزار میشه.

سگ گند بزنه به این ارشد مزخرفی که ما داریم میگیریم.

به مدد کرونا بیسوادا خودشونو قاطی ما درسخونا کردن و دارن مفت مفت مدرک میگیرن.امیدوارم در همون حد و حدود یه برگ مقوای30 در 40 براشون کار کنه نه بیشتر.

اصلا شاید دلیل این ناآرومیهای من و از این دانشگاه پریدن به اون دانشگاه و از اون دانشگاه پریدن به این دانشگاه همین سیستم نکبت مجازیه!


خوب شد کنکور ثبت نام کردم.فکر میکنم بهتره یدور دیگه ارشد رو تکرار کنم.

احمق هایی که واکسن نمیزنن و در مقابل این بیماری گردن کشی میکنن تو وضع فلاکباری که گریبان هممون رو گرفته مقصرن.