وسواس خناس

برای نافرمانیت محکوم شدی به زمین و از همان لحظه ی خوردن میوه ی ممنوعه زندگی پروسوسه ی انسان را رقم زدی...ای آدم.

جایگاه ابدیت را با عجوزه ی هزار داماد چه ارزان معامله کردی و به جان خریدی وسواس ِخناس را.

وسوسه ی مغلوط از تو آغاز شد و ...مغلوب شدی.اینک قرن هاست با ارثی که برایمان بجا گداشتی مغلولِ الیاس هاییم.

الیاس هایی زیبا و جذاب و دلفریب .

فریاد می زنم ...خسته ام...و بیزار .

از شَرِّ ما خَلَق...از شَرِّحاسِدًِ اذا حَسَد...

از شَرِّ غاسِقً ِاذا وَقَب...از شَرِّ النَفاثاتِ فی العُقَد...

الهی ...خسته ام...و پناه می برم به تو از شر ِشیطانِ رجیم

برسان پیر بابا ی نجات را که دلم تنگ است برایت. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

______________________________________________ 

________________________________

واکنش علی درستکار به پست این شب ها 

 سلام به این جماعت باحال و ذوق و حوصله و مهر- من خود علی درستکارم و برام این همه و این شکل اظهارات خیلی جالبه - در مجموع از این که قابلیت دارم مشمول نیش یا نوش و نگاهتون بشم خرسندم - بدونید همه تلاشم در بکارگرفتن همه توانم هست تا رضایت رب و خلق را بخرم - اما هیچ گاه نه اولی را به دومی بفروشم! خیرخواه یک یکتون و خواهشمند خیرخواهیتون!
ارادتمند
علی درستکار 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  

رنگ خدا

مبتلا شدیم به زندگی

سپید  گریستیم

سیاه خندیدیم

خاکستری پوشیدیم

سبز دل بستیم

زردجدا شدیم

آبی نگریستیم

و سرخ میمیریم

خداوندا بی رنگی کجاست؟

به رنگ تو بودن چه محال است که تمام افسوسم از این است که

ما از توئیم پس اینهمه رنگ چرا؟