بالاخره سال تحصیلی 94-95 هم تموم شد و من یبار دیگه پوست انداختم.
یکی از دروس این ترم ادیان بود که من بی اندازه از این درس خوشم اومد.مطالبی که هیچوقت نمیدوستم و قطعا هم سراغ دونستنش نمیرفتم.
پ ن : خیلی خوشحالم که افراد سابق دیگه تو زندگیم نیستن. خیلی خوشحال ترم که آدم های دورم از جنس دیگه ای شدن.
پ ن « داوطلب کاور روستاهای اطراف شدم. میلم بیشتر به سمت دختران و زنان محروم روستاست نه دختران پر شر و شور دبیرستانی.
پ ن : این تابستان شاید جور دیگه ای برام باشه.