گاهی سکوت، رساتر از هزار خطابه است.گاهی تنهایی، میشود خلوتی که در آن، صداهای دیگر خاموش میشوند تا صدای حقیقت را بشنوی.
و چه حقیقتی بالاتر از اینکه:هر که در این سرا آمد، ناپایدار آمد.
نه آدمی ماندنیست، نه رنجی که بر جانت مینشیند، نه شادیای که دلت را قلقلک میدهد.
همه چیز در گذر است.
جز نَفَسی که نام خدا در آن جاری شود،و دلی که از قید کینه، حرص، و وهم آزاد شود.
من آموختهام که حکمت، تنها در کتابها نیست.حکمت، گاه در اشک بیصداست،گاه در عبور بیکینه،گاه در سکوتیست که ترجیح میدهد پاسخ ندهد,،چون دلش دیگر نمیخواهد خاکی شود.
نه هر که سخن گفت، حکیم است
و نه هر که سکوت کرد، نادان.
دل اگر با آسمان در پیوند باشد،
حتی در زمین هم آسمانی میماند.