قاراش میش خنده و گریه

تا حالا شده با خدا حرف بزنی و لای به لای گله گزاری هات از دنیا و مافیها یهو بزنی زیر خنده؟ 

برای من این ماجرا امروز بعد از نماز صبح رخ داد.اونم وقتی داشتم راجع به موضوعی که مدتیه باعث ناراحتیمه با خدا حرف میزدم،اونم جوری که انگار جریان رو دارم برای یک نفر که مقابلم نشسته  بلند بلند تعریف میکتم 

داشتم با گریه از قاراشمیش بودن موضوع میگفتم و اینکه هر جای این موضوع رو میگیرم جای دیگش درمیره  گله میکردم و برای خدا پازل ماجرا رو میچیدم که یکدفعه با تصور کلی  شلمشوربایی  که گرفنارشم  خندم گرفت. خنده و گریه ای که قروقاطی شد و اشکایی که از اشک غم و عجز تبدیل شدن به اشک قهقهه.

همونطور که صورتم رو به آسمان بود و میخندیدم بخدا گفتم خدایا  جدا خودت خندت نمیگیره از این وضعیت؟!  سر و ته و وسط این ماجرا کو پس؟ چرا هی چاره میکنم برای یه جاش، حای دیگش بیچاره میشه؟ و.....

پسرم در اتاق چهارم رو باز کرد و گفت: چکار میکنی؟ گریه میکنی یا میخندی؟ با کی حرف میزنی؟ صدات تا اتاق منم  میاد،گفتم حتما داره با گربه حرف میزنه ولی بعد حس کردم داری چیزی تعریف میکنی گفتم نصف شب با کی  اینطور بلند بلند تلفنی حرف میزنه و میخنده؟!

 برگشتم به سمتش و گفتم  برای اولین بار از وضع خودم خندم گرفت و داشتم برای خدا میخندیدم.

امپراطوری ایران

منجم میگوید سال های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ و در نهایت  ماحصل آن، سال ۲۰۲۷ از مهم ترین و کلیدی ترین و بحرانی ترین و متغیرترین  سال ها برای ایران عزیز است. 

از ۲۰۲۴ ی عبور کرده ایم که تازه مقدمه  ای بود برای سال های آتی.

پ ن: این نوشته را تعمدا ثبت میکنم تا اگر بر اساس اراده ی الهی عمرم به دنیا بود شاهد این تغییرات باشم.

از ثبت جزئیات خودداری میکنم.اما امیدوارم گزینه امپراطوری ایران اسلامی  به وقوع بپیوندد. آمین.

واژگان  کلیدی: ملی گرایی .اسلام. سلجوقیان