برکت دوم

یک‌ساعت پیش گربه خودم زایمان کرد.

۲ موجود نارنجی.(مادر بژ)

ولی.....

موقع خوردن جفت اولی به دلیل ناشی بودن دم بچه رو هم‌تا ته خورده.

کاش به موقع متوجه زایمانش میشدم.

در واقع انتظار زایمان نداشتم چون شکمش خیلی کوچک بود.برعکس اون گربه حمایتی که شده بود مثل توپ بستکبال و من فکر میکردم  حداقل۷ بچه خواهید زایید.

پس شدن : ۲ مادر و چهار فرزند. مادر پلنگی  و یک پسر کاملا مشکی مثل پدرش.دختر هم تاکسیدو (سفید و مشکی).

نارنجی ها رو  هم فعلا بررسی نکردم چون هنوز تو پروسه زایمانه.ولی پدر نارنجی بود. هرچند که با گربه سیاه(پدر قبلی ها) هم‌ معاشرت داشت.




جهت اطمینان از پیشگویی

خواب‌امروزم‌رو بعدا اینجا مینویسم.‌

جهت اطمینال از وقوعش و باور به خوانش سیارات.

فعلا وقت نوشتن ندارم.