آرزوی دوران جوانی ام

چند روزه دارم مقدمات کاری که میخوام شروع کنم رو مهیا میکنم.قطعا اولین گام آموزش دیدنه.ولی برای اینکه ریشه کارم رو قوی کنم اجبارا در حال آموزش دیدن چند تکنیک هستم که در ظاهر هیچ کدوم با هم تناسب ندارن ولی اینو متوجه شدم که برد با اونیه که با دانستن چند فن بتونه با تلفیق تکنیک ها اثر نوتر و قوی تری خلق کنه.

خب.... آموزش اصلی یکی از آرزوهام رو موکول کردم به بهمن ماه.ولی امشب کمی تقلب کردم و از کسی که متخصص فنه مقداری آموزش سطحی گرفتم.حداقل با اسامی تخصصی و تکنیک آشنا شدم و تو دوره اصلی شوک نمیشم.

بطور خلاصه میخوام بگم، من دارم به یکی از آرزوهای جوانیم جامه عمل میپوشونم و برام مهم نیست در چه سنی به ایت آرزو دارم میرسم. اتفاقا نکته مهمی رو به تجربه بدست آوردم و اونهم اینه که من خیلی بهتر ا ززمان جوانتریم یاد میگیرم. جوانی سر پر شور داره و قاعدتا آدم تمرکز لازم رو نداره. شایدم من از اون آدمایی باشم که هوشم با سنم بالا رفته و میره.هر چی که هست بابتش شاکر و خوشحالم.

پ.ن: کارها رو سکرت پیش میبرم.سکرت در اینجا.

بخودم یک سال زمان دادم تا در کاری که میخوام شروع کنم متبحر بشم. و یقین دارم میشم.

امسال چه بر مبنای شمس و چه بر مبنای قمر و چه بر مبنای میلاد، چه بر مبنای روح و چه بر مبنای روان و چه بر مبنای جسم، سال سخت و پر چالشی بود که منجر به تغییرات شگرف و عمیق در تمامی ابعاد وجودی و زندگیم شد.تغییراتی عجیب که از من یک زن دیگه ساخت با هویت روانی جدید.

قطعا اینجا هرگز به جزئیات اشاره نخواهم کرد ولی ممکنه آثارش این دگردیسی اینجا نمود پیدا کنه.

 باقیشو بعدا مینویسم.... میخوام تصمیمم برای بعد از این و ورودم به دتیای هنر رو ثبت کنم.