دوباره وارد فاز گذشته شدم و ریختم بهم.
بیشترین شکنجه ی روحمم مربوطه به دلتنگی برای پدرم و در وهله بعد دوران کودکی و خانه پدری.و البته دلتنگی برای مادرم که تو زندان دیجیتال (بقول تحلیلگرای اونورابی) بهش دچار شدم. البته مسائل دیگم هست که دیگران برام بوجود آوردن و البته پایان نامه زهر که مجموعشون داره بهم فشار میاره.
ولش کن....اصلا حال برونریزیم ندارم.فقط دارم به این فکر میکنم که آیا این روزای تلختر از زهر من تموم خواهد شد یا طبق روال این چند سال اخیر تو سیر نزولیم ودیگه امیدی به بهبودی اوضاع نیست.
راستش نمیدونم از جون خودم و زندگی و عمر برباد رفتم چی میخوام!خودمو عاقل و دانا میدونم ولی تو بدیهیات زندگی و عمرم موندم و فکرم به جایی قد نمیده.
وقتی اوضاع این ده سال اخیرو آنالیز میکنم میبینم روندش بدجور نزولی بوده و همچنان نزولی به قعر همه چیزه.
کاش میتونستم برم سر خیابون واستم و از همه رهگذرا بپرسم آی آدما من حالم خوب نیست، من دلم تنگه، من احساس میکنم هیچیم سر جاش نیست.... شمام همین حسو دارین؟
زورم به کسی نمیرسه جز فلسفه.سعی دارم حال خرابمو بندازم گردن اون و فکر کنم ۱۲ سال کلنجار رفتن با درسای الهیاتی فلسفی عرفانی باعث منه داغونه.
وضع مملکت؟ یقینا اونم تاثیر داره.
وضع اقتصادی؟ شک ندارم.
دوری از خانواده خونیم؟ تاثیر منفیش خیلی زیاده.
چند شبه با خودم کلنجار میرم که چی دوست داری برات بخرم خوشال شی؟ به هرچی فک میکنم میبینم دیگه خرید هیچی خوشالم نمیکنه.
فقط و فقط مادر و پدرمو میخوام.خونه پدری با خانوادمو میخوام. من یه مدته در کودکترین حال خودم قرار دارم و دلشکسته و دلگرفته و ترسیده م.
دستم به مادر و برادرام نمیرسه، گاهی جنون برم میداره که برم مزار پدرمو بشکافم و استخوناشو بردارم بیارم خونم،ولی فکر غیرعملی بودمش عاجز و لهم میکنه. خوش بحال کره ایها. حداقل خاکستر عزیزانشونو دارن.ما چی.... عین ظالما میریم عزیزامونو چال میکنیم و د برو که رفتی.
راستی....اعتقادتمم سست شده.هیچ منطقی دیگه برام کار نمیکنه.اصلا بطور کل دچار فلج روحی روانی شدم.
زندگی تف بهت.
امروز یه موضوعی به ذهنم خطور کرد و وقتی بهش فکر کردم دیدم ۳ سالیه دیکه تلویزیون چماق اون مستندای نخ نمای مزخرف کشف حجاب ۹۰ سال پیش رضاخانو تو ملاجمون نمیکوبه.
بخودم گفتم راستی چرا دیگه خبری نیست از وامصیبتای کشف حجاب!؟
که یادم افتاد کشف حجاب رضاخان شرف داره به لخت و عور کردن زنان و دختران ناف پیرسینگیه تپه ماهوریو و ذوزنقه طور لامذهب.
خخخخ...بالاخره دست از سر اون بنده خدا برداشتید! حالا برید کلاتوتو بندازید هوا به افتخار گندی که به فرهنگ و دین و شرف زن ایرانی زدید.