خواهی نشوی رسوا...

خیلی شنیدیم که:

«خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»


«همرنگی» با جماعت، همیشه یعنی حقیقت؟


خدا تو قرآنش چی‌ میگه :


 أَکْثَر النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ

بیشتر مردم شکر نمی‌گزارند...


 أَکْثَر النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ

بیشتر مردم نمی‌دانند...


أَکْثَر النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ

بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند...


 أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ

بیشترشان از حق گریزانند...


بله؛

قرآن میگه معیار، «اکثریت» نیست؛

معیار، حقه


پس نه همرنگی با جماعت نشونه‌ی خرد هست،

و نه مخالفت با اونا نشانه‌ی بصیرت.



راه حقیقت اونیه که دل رو با عقل و ایمان آزمایش کنی،

و رنگ حق بگیری،

حتی اگر تنها بمانی...


«خواهی که شوی حق‌جو،

نه رسوا باش و نه همرنگ؛

بلکه رنگ خدا بگیر...»



سختی های خوب

چرا حالم گرفته ست؟ 

مگه همین من نبودم که مثل چی پشیمون بودم از دومی و بارها خواستم ولش کنم و مدام ناسزا میبستم به خودم و اول و آخر دانشگاه ؟!پس چرا دلم تنگ شده برای همون سختیهای ‌کمرشکنی که زیرش له بودم!؟

پ.ن: خوبه حوزه هست  و الا دیوانه میشدم از بی درس و کتابی.