-
[ بدون عنوان ]
1393/08/02 17:08
نمیدانم چرا این یادداشت رو حذف کردم.
-
انقراض...
1393/07/09 10:43
برای حضور حال و مجالی نیست. دغدغه هایم آغاز شده اند. جدا چرا ما ایرانی ها بلد نیستیم یه رابطه ی انسانی برقرار کنیم؟ چرا همه چیز ایرانی ها به کثافت ختم میشه؟! کار از فرهنگ سازی گذشته, باید منقرض شیم تا بلکه درست شیم.
-
ادعایمان گوش فلک را کر کرده
1393/06/28 14:22
تهران... مانند همیشه از خانه که میخواهم خارج شوم وضو میگیرم و راهی تهران میشوم. نیم ساعت مانده به اذان مغرب به همراهم(استاد فقهم) میگویم مسجد دیدی نگه دار تا نماز بخوانیم چون یحتمل خریدمان تا 12 شب طول خواهد کشید. منطقه شهران ...کردستان و همت و خیابان های متعددی که نامشان را نمیدانم تا ولی عصر و ونک و اطراف ونک را تا...
-
دو بوسه...
1393/06/20 23:09
توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت : می خورم به سلامتی 2 بوسه !! بعد همه خندیدن و همهمه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!! گفت : اولیش اون بوسه ای که مادر بر گونه بچه تازه متولد شده می زنه و بچه نمی فهمه ! دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ....
-
بهترین اذان صبح
1393/06/10 17:01
بنا به دلایلی دو سه روز گذشته قم بودم و به دنبال پاره ای کارهایم. اعتراف میکنم آرام ترین روزهای اخیرم را سپری کردم و اوج لذت سفرم بامدادانی بود که اذان صبح زیبایی را از محله می شنیدم.اذانی بسیار زیبا و آرام و رسا که انسان را به وجد و شوق نماز وا میداشت. باورم نمیشد محله را اینگونه از خواب ناز برای نماز و نیاز بیدار می...
-
ردّی از خاطره
1393/06/05 15:19
بیشتر از چند روز به شروع کلاس هایم نمانده و من چند روز است که دوباره دچار استرس و التهابم. استرس دروسی سخت و طاقت فرسا و سر درد های لعنتی...التهاب تکرار روزهای پر رفت و آمدم و بی طاقتیم در برابر آدم های خارج از چهارچوب.تشویش شب بیداری ها و خواب آلودگی های روز بعد و گرسنگی ها در اثر کمبود وقت یا قورت دادن هر چرندی برای...
-
درد دل
1393/05/17 01:05
یا رب پیشترها هم چنین بودم ولی سعی در کتمان یا به صراحت بگویم سعی در تغییرش داشتم. حرفم در محدودیت قرار دادن زنان است. البته نه به این معنا که زنان را بکنی توی مطبخ و دو سال یکبار هم به جمعیت خانواده اضافه کنند, منظورم این نیست. دقیقا منظور و هدفم این آزادی وافر و افسار گسیخته ای ست که دو دهه اخیر به زنان ایرانی داده...
-
بد شدن!
1393/05/14 13:56
خیلی بد شده ام! دیگر به راحتی گریه ام نمی گیرد !
-
رنگ آسمان
1393/05/11 16:03
ظاهرا این تصویر پاک شده. خوب یادم هست چه عکسی بود. حیف شد.
-
شاید نامی جدید
1393/05/10 15:29
هنوز هم درگیرودار مرمت خانه ایم،بلافاصله بعد از امتحاناتم آغاز کردیم و در ادامه پوست بنده کنده گشت از تلفیق ماه رمضان و مرمت خانه.خصوصا از باب تعویض شب و روز و خواب و بیداری دمار از روزگارمان درامد،ولی بحمدالله آخرهای کاریم و حتی در حال نظافت و چینش قسمتهایی از منزل که کارش تمام گشته هستم. در ریخت و پاش و جابجایی...
-
شب قدر
1393/04/31 01:11
یا رب زمان : شب بیست و سوم ماه رمضان و شب قدر مکان : قم ، حرم حضرت معصومه س جای سوزن انداختن نبود.داخل حرم رفتن هم کار من نبود. کار من هم بود از ترس خروج آن همه زایر و مجاور داخل نمیرفتم.چند بار سادگی کردم و عواقبش را دیدم.بنابراین همان بیروم بین آن همه جمعیت مینشنم تا احیا کنم شب ویژه قرآن را. همه مجهز آمده...
-
درد دین
1393/04/13 20:00
یا رب دچار افسردگی مفرط شدم.نه از باب دروس سنگینی که پاس کردم ,که تازه به مغزم حال داده ام اساااسی. از این جهت افسرده ام که هیچ چیز را بر سر جای خود نمی بینم.آنچه را که میخوانم , آنچه را که باور دارم , آنچه که باید باشد, نیست و ....اینها برای من عذابی شده است بس الیم و حکایت درس خواندن ما شده است داستان خوانی وقتی می...
-
تمام شد
1393/04/03 18:15
یا رب با معدل 18, تمام شد. جسم و روحم خسته است.
-
از بیخ عربم
1393/03/14 18:51
یا رب بعضی مواقع می اندیشم آیا علم آن هم علم دین می تواند باعث پس رفت دینی شخص باشد؟! به خودم پاسخ می دهم : بله که می شود! دروس آنقدر وقت مرا می گیرد که دیگر وقت خواندن حتی یک آیه از قران را ندارم.برای منی که با فهم قرآن شیفته ی دین شدم جای بسی تاسف است که دور شده ام از چیزی که با آن وصلت کرده بودم. راستش حتی دیگر...
-
منطق چیست؟
1393/02/20 10:27
یا رب منطق چیست؟ شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟ استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! استاد گفت : نه ، تمیزه . چون...
-
وضع هجل هفتِ من
1393/02/02 13:10
یا رب این روزها شدیدا درگیر امتحانات میانی هستم.هر روز امتحان و هر روز استرس و فشار.و چون فعلا دغدغه و کاری جز درس ندارم به تبع نوشته هایم حول محور همین مورد خواهد بود! هم اینک در حال خواندن درسی هستم که تا ساعتی دیگر امتحانش را پس خواهیم داد. درسی عجیب و غریب و سنگین که هر چه میخوانی در ذهن فرو نمی رود که نمی رود. هر...
-
فقط ذره ای از بهشت.
1393/01/26 12:16
یا رب جایی که من درس می خوانم یک جورهایی با همه ی جاهای دیگر فرق دارد. آنجا به حالاتی بر می خوریم که یقینا عمومیت ندارد و کمتر دیده شده یا می شود. در محوطه و کریدرهای محل درس من پر است از موبایل هایی که با اطمینان رها شده و کسی نگاهشان هم نمیکند چه برسد به کارهای دیگر.! پای گلدان های شمعدانی, توی باغچه زیر سایه ی بوته...
-
مرور خاطرات
1393/01/13 21:09
یا رب چند ساعت است که دارم درون کامنت ها و نامه های خصوصی ام بالا پایین میروم.خیلی از افراد را به همراه صفحاتشان به یاد آوردم و تعدادی را هم به خاطر نیاوردم.شاید چون خواننده دائمی اینجا نبودند! با آدرس هایی که به جا مانده بود به بعضی وبلاگ ها سر زدم ولی متاسفانه تعداد کمی از آنها باقی مانده بودند که به روز شدنشان هم...
-
وسوسه ی شروع
1393/01/13 14:22
یا رب پس از 3 سال و کش و قوس فراوان برای بیادآوری رمز و ایمیل مربوطه بالاخره وارد این خانه ی کهنه شدم و نمیدانم چرا وسوسه پست جدید رهایم نکرد.! شاید چون اینجا خانه اولم بود و از همین جا بود که تغییرات و تحولات من آغاز شد.در همین خانه بود که با اولین آدم های مجازی آشنا شدم که هر کدامشان به نوعی در تغییرات و آگاهی های...
-
معرفت
1390/12/23 20:56
امروز به وب یکی از دوستان اولیه یم سر زدم. با کمال تعجب هنوز لینکمو حذف نکرده. گرچه ازش دلخورم اما معرفتش رو نمیتونم انکار و کتمان کنم.
-
بهمن
1390/11/21 01:21
9 ماه از زمانی که وبم رو مسدود کردم میگذره. گاهی وسوسه میشم نوشته ها رو برگردونم. اما فقط وسوسه ست... !
-
آدر
1390/09/01 21:19
6 ماه گذشت.پشیمان نیستم. زودتر باید اقدام میکردم.
-
مولانا
1390/07/13 11:17
عاشق مولانام
-
وسط خیابان
1390/07/10 14:10
وسط چهار راه ...لای به لای خودرور های گره خورده... هیاهوی آدم های خسته و عصبانی...صدای گوش خراش بوق همراه با فحش و فریاد ...دو نفر با هم گلاویز شده اند و در بین خشم شیطانی شان مادر و خواهر و اموات هم را نیز وارد کارزار کرده اند.
-
دلتنگم
1390/06/27 20:31
یا لطیف اینک من نیز متوجه شده ام آگاهی سنگین است و یقینا عمل به آگاهی و داشته های روحی در وانفسای دنیا سخترین حالت برای انسانی آگاه و معتقد و البته متعهدست. باری ............... ماه مبارک توفیق داشتم تا نگاهی به تفسیر جزء سی قرآن بیاندازم. سُوری که آیاتش بیشتر مربوط است به دگرگونی هر چه در آسمان ها و زمین است ,...
-
تو برو ته صف
1390/06/18 07:59
اینروزها خیلی دلتنگم. خیلی. علت ؟ نمیدانم! یا شاید هم میدانم ! نمیدانم! وقتی سعی در یافتن علت دارم میرسم به یک سال اخیر عمر و زندگی ام. از زمانی که دست و پا شکسته شروع کردم به خواندن مفهومی قرآن یعین تفسیر آن , زیرا دیگر معنای لغوی کتاب الهی برایم کم و نارسا بود. به طبع آن کتب دیگر نیاز بود, با همان ارتباط موضوعی....
-
احیا
1390/06/04 04:24
یا لطیف هرگز دوست نداشته و ندارم که خلوت هایم را با کسی قسمت کنم.دوست ندارم عبادات و راز نیازهایم با معشوق را کسی ببیند.حتی دوست ندارم در خانه ام جلوی چشم نماز بخوانم. معتقدم آدم ها همیشه احساساتم را سرد میکنند.برای همین است که نماز در کنج تاریک اتاق برایم لذت بخش ترست از وقتی که با جماعتم.شب های احیا نیز برای من در...
-
جواب کامنت
1390/05/19 03:03
سلام. خطاب به دوست عزیز سائل. تلاش خادم وبلاگ تفرقه افکنی بین شیعه و سنی نیست. ایشون فقط اطلاع رسانی میکنن اونهم با سند و استفاده از کتب خود اهل سنت. ضمن اینکه سنت اینقدر ملایم نسبت به شیعه فکر نمیکنه دوست عزیزم.بد نیست شیعیان مقداری نسبت به سنت و وهابیت اطلاعات داشته باشن و بدونن که این غاصبین امامت چه به روز پیامبر...
-
نماز
1390/05/02 16:53
یا لطیف نوشته بودم که علی رغم میل باطنی به مسجد نمیروم,زیرا با هر بار رفتن ,به مسائلی بر میخورم که باعث آزارم میشوند. اینبار که گذرم به مسجد افتاد کنار زن جوانی نشستم که به یمن وجودش نمازم باطل شد,زیزا نمازش را طوری خاص و بلند میخواند که بنده با هیچ ترفندی موفق نشدم تا بر نماز خودم احاطه داشته باشم. ایشان آنچنان با...
-
خدایا شکرت
1390/04/05 23:37
چقدر از اینکه دنیای آلوده ی مجاز را ترک کرده ام راضی ام. دیگر نامحرمان را در حریمم جایی نیست. معامله ی پر سودی کردم. آدم ها را دادم و خدا را تصاحب کردم. خدایا شکرت. و..... چقدر به دنیای پوچ بعضی ها میخندم . آنها نمیدانند که در قعر چاه جهل و نادانی دارند دست و پا میزنند ,نامش را هم زندگی گذارده اند. وای خدا یا شکرت.