-
یک زن درونگرا
1402/02/25 15:15
من یک درونگرام که توانِ مداومِ ظُهور و بُروز ندارم،لذا ممکنه هر از چندگاهی فراخور حال درونم وبلاگ رو خصوصی کنم تا تنها باشم.این درونگرایی و انزوا به هیچ عنوان جنبه منفی نداره و برای من بهترین حالت ممکنه ست.حالم با خودم و پیرامونم خوبه،خوشحالم،توانم مضاعفِ و با جدیتی عالی مشغولِ تفنن و اهداف خاص خودم هستم و فقط گاهی...
-
پانسیون زهره و منیژه یا پزشکان
1402/02/25 14:34
-
قلچماق های دیلاته
1402/02/25 13:40
اصلی و فرعی پره از دوبله و سوبله.معطلی های الکی و عصبانی کننده.به اون بی مغزاییم که دوبله واستادن میرسی میبینی جوان هایین با قد رعنا و شانه ستبر ولی عینهو پا به ماه ها یه شکم ورقلمبیده دارن که گویی صاحب استانبولن. یعنی خودخواه تر و بی قانون تر از یرانی جماعت هست؟! بخدا قسم که نیست.
-
چاقویی که بعد از یک ماه برگشت
1402/02/22 14:33
همین چند دقیقه پیش اتفاق افتاد و من با بهت و حیرت و چشمانی نمناک نشستم پشت لپ تاپم تا این دقایق رو ثبت کنم.برام هم مهم نیست متهم بشم به خرافه(که طبق نص صریح قران وجود جن خرافه نیست)یا هر انگ دیگه ای.حتا با علم به اینکه این پست رو کسی نخواهد خواند دارم با اشتیاق ثبت میکنم نه تنها نترسیده ام،که از خوشحالی قند هم در دلم...
-
از روندم راضیم
1402/02/19 00:06
-
دنیای مجازی ویرانگر
1402/02/15 00:19
روزگار عجیبی ست،روزگار غریبی ست. دقیقا از زمانی که نیوان رو باردار بود فالوشون کردم،هم نعنا رو هم پیکاسو رو.به جرات میگم اولین زوج پر طرفدار اینستا بودن که از همه کشورا فالوور داشتن.زندگیشون برای همه عین رویا بود.یه زن بشدت زیبا و یه مرد عاشق و همپا.یجورایی میشه گفت عشق اساطیری و زندگی ایده ال و استانداری داشتن....
-
میترسم از بیان حقایق
1402/02/13 03:19
ادامه... سال گذشته تو کلاس شواهد(کتاب شواهد الربوبیه=فلسفه ملاصدرا=اصلی ترین درس فلسفه و حکمت اسلامی)بین دانشجوها و استاد(استاد مسلم عرفان و فلسفه)سوال و جوابای خاص شد و مسیر گفتگو رفت سمت وقایع خاصتر.دو سه تا از خانم ها سوالات ماورایی میپرسیدن و جواب استاد قانعشون نمیکرد.من اما تمام خودم رو بیاد آوردم که چطوری روح...
-
همه در باره یه چیز حرف میزنن
1402/02/11 13:20
جادوگرها میگن ورد. مذهبی ها میگن دعا. افراد معنوی میگن قانون جذب. دانشمندها میگن فیزیک کوانتوم. آتئیست ها میگن اثر پلاسیبو. ولی... همه دلرن در باره یک چیز حزف میزنن. فقط با نگرشی متفاوت. پ ن:توهم جدایی به قول مولانا :در هر فلکی مردمکی میبینم،هر مردمکش را فلکی میبینم، ای احوال اگر یکی را دو میبینی تو،بر عکس تو من دو را...
-
من هنوز تادیب نشدم
1402/02/10 00:54
امروز رو ثبت میکنم تا یادم بمونه که من هنوز تادیب نشدن. انسان موجود عجیبیه.عجیب و پر از پیچ و خم.یکی از این پیچ و خم های نفسانیش فراموشیه.البته اینکه فراموشی رو در چه مقام و جایگاهی بررسی کنیم خودش یه مبحث عمیقه.منظورم اینه فراموشی رو مثبت ارزیابی کنیم به یه نتیجه میرسیم و اگر منفی نظاره کنیم به یه نتیجه دیگه.اما چیزی...
-
صدای ملکوتی
1402/02/09 18:58
شده تا حالا شنیدن یه آهنگ خارجی که هیچی از معناش هم متوجه نمیشی سلول های تنت رو به لرزه دراره و بی اختیار اشک از چشمات سرازیر بشه؟! برای من چند بار این حال پیش اومده که غالبا تو آمریکنز گت تلنت تجربه کردم و یکی از جدید ترین هاش که تو این هفته بارها و بارها نگاه کردم اجرای یه پسر بچه ۱۳ ساله ست. من سر از سبک اپرا...
-
بشین سماق بمک
1402/02/08 16:50
خوشحالم که دوران میلاد حاتمی و شاسا سبحانی و پویان مختاری و امثالهم سر اومده. چند سال پیش که اسم و کلیپای این اراذل و اوباش فراری و آواره رو تو اینستا شنیدم و دیدم،کنجکاو شدم و کمی رصدشون کردم و متوجه شدم اینا یه باند مافیایین که داغونایی مثل اسامی بالا و ندایاسی و دنیا و نیلی افشار و سحر و مسودترکیبی وووو در واقع حکم...
-
سال ها پیش....
1402/02/08 10:55
سال ها پیش عادت داشتم با افراد رنج کشیده ابراز همدردی کنم،اما اکنون دلم فقط برای کسانی می سوزد که اسیر جهالت خویش اند.همانانی که معنا و فایده اصلی درد را درک نمی کنند.
-
احساسات متغیر و متحرک
1402/02/06 11:25
طبیعیه که آدما حساشون متغیره.الانم حس من بر خلاف گذشته بهم فرمان میده این محیط رو خصوصی نگهدارم.این به این معنا نیست که مطالب استراتژیک و سوق الجیشی مینویسم.نه،یسری درونیات و ذهنیاته که به درد کسی هم نمیخوره و تنها ارزشی که داره صرفا یه جور کمک به تخلیه ذهنه. دارم مجددا تک تک پست ها رو رمزدار میکنم.این یعنی بازم رفتم...
-
پیله بستن
1402/02/06 00:11
میل دارم مدتی تو خودم باشم.طبق معمول اینطوری روح و روانم آرومتره. برای تکمیل این میل وبلاگ رو رمزدار کردم. نمیدونم کی از این پیله میام بیرون،ولی میدونمبیرون میام.
-
علت خلقتتو میدونی؟
1402/02/02 17:18
چند روزیه بدون هیچ علتی مقداری حالم متفاوت از روزای قبله.متاسفانه سمت و سوی این حال هم منفیه.شاید شنیدن این تیپ حس ها و حال ها از کسی که فلسفه اسلامی خونده و با قیل و قال های کلامی ادیان و فرق و مذاهب و تفاسیر قرانی آشناست سنگین و نچسب و حتی مضحک و سوال برانگیز باشه،ولی میخوام بگم آدم ها در علم حضوری و باطنی با هم...
-
تفریح مبتذل من
1402/01/28 10:23
جدیدا یکی از تفریحات مبتذل من خوندن اراجیفه. البته سطح اراجیف آدما متفاوته.
-
فاطمه پوستمو کند
1402/01/24 22:36
راهنمایی میرفتم گروه آموزشی و فرهنگی مرجان.یکی از مدارس دخترانه معروف و خاص تهران که بی شباهت به دانشگاه نبود.از اول ابتدایی داشت تا چهارم دبیرستان.یادمه قوانینش سفت و سخت بود.از جمله لباسای متحدالشکل برای هر دوره و سال تحصیلی.چیزی که باعث نوشتن این سطور شد گروه ورزشی ای بود که باید انتخاب میکردیم.پینگ...
-
من دست از سر خودم برنمیدارم
1402/01/24 00:39
میل دارم روند وضعیت جسمانیم رو ثبت کنم.از این جهت که اتفاقات مثبتی داره تو بدنم رخ میده. اگر تعطیلات عید رو در نظر نگیرم،یک ماه از شروع بدنسازی من گذشت،یعنی دقیقا 12 جلسه.این هفته آخر هم از شنبه تا سه شنبه هر روز رفتم باشگاه که با تعطیلی چهارشنبه وقفه افتاد ولی به لطف الهی فردا ماه دومم رو با برنامه جدید شروع خواهم...
-
به هر قیمتی ساکت بمون
1402/01/22 23:02
شش موقعیت که بهتره به هر قیمتی ساکت بمونیم: 1-اگه کلماتت رفاقت رو نابود میکنه،ساکت باش. 2-اگر سکوتت باعث حفظ پیوندها میشه،ساکت باش. 3-اگه کلماتت کسی رو آزار میده،ساکت باش. 4-اگه همه ماجرا رو نمیدونی،ساکت باش. 5-اگه نمی تونی بدون فریاد زدن حرف بزنی ،ساکت باش. 6--تو اوج عصبانیت،ساکت باش. از برخی روایات اینطور استنباط...
-
چاقویی که جن برد
1402/01/19 03:10
سه روز پیش برای من اتفاقی افتاد کمی عجیب. واقعا قصد اینکه خزعبلات بهم ببافم رو ندارم ولی این ماجرا همچنان برامون در هاله ای از ابهام مونده. برای مقدمه عرض کنم که حدود 12-13 سال پیش یه وبلاگی بود که امضای زیر نوشته ها عنوان خانم دکتر رو یدک میکشید.این خانم دکتر که البته همسرش دکتر بود هر روز چند نوبت پست میذاشت و محور...
-
من هنوز دارم شیر یا خط میندازم
1402/01/18 03:36
بین دوراهی موندن حس وحشتناکیه،از اون بدتر موندن تو سه راهیه. مدت ها منتظر اعلام شروع ثبت نامش بودم.هر روز سایت رو چک میکردم ببینم تیترثبت نام زده شده یا نه که با سکون و سکوت سایت مواجه بودم. دو ماه پیش قم بودم که پیامکش برام اومد که حاکی از شروع ثبت نام بود.با اینکه میدونستم زمانی زیادی برای ثبت نام به داوطلبا میدن...
-
همه افسردن،همه خستن،همه بریدن
1402/01/15 04:41
روزای اولی بود که اینستا و واتساپ و الباقی اَپا فیلتر شد،یعنی مهرماه،یه مطلب کوتاه نوشتم با این مضمون که فکر کنم با این بساط فیلترینگ وبلاگ و وبلاگ نویسی رونق بگیره. و گرفت. معمولا اونقدر وقتم تنگه که نمیتونم بیشتر از اون زمانی که برای نوشتن حرفای خودم وقت میذارم وقت برای خوندن وبلاگ های به روز شده بذارم ولی تعطیلات...
-
آنالیز خودم
1402/01/14 14:37
حذف یسری عکسا یا نوشته هام برای خودم و اونایی که منو میشناسن یه عمل عادی محسوب میشه.این حس چیز تازه ای در من نیست و تو ابعاد وسیعترم انجامش دادم،مثل دو بار ترک تحصیل وسط ارشد.درواقع من اینجوریم که وقتی از چیزی،جایی،موقعیتی،کسی خسته میشم هیچ واکشنی در من برانگیخته نمیشه جز اینکه باید برم،حذف کنم ،قفل کنم یا بطور کلی...
-
موقعیت مهدی
1402/01/12 03:18
عصر دوستم پیام داد میدونم از تلویزیون ایران حالت بهم میخوره ولی امشب موقعیت مهدی رو نگا کن. ساعت 12 و نیم به پسرم گفتم اون ماسماسک کذابو روشن کن میخوام فیلم ببینم.با تعجب تلویزیونو روشن کرده و میگه از تو بعیدهااا. تو خانواده مون نه رزمنده داشتیم،نه شهید دادیم،نه حتا یه قوطی کمپوت برای جبهه ها هدیه دادن،اما همیشه با...
-
شیشه آرزوها
1402/01/11 23:03
سال 97 بود.یه روز رفتم بیرون یه بطری بخرم.یه بطری تو مایه های بطری افسونگر.نیتمم این بود که آرزوهامو بنویسم و بندازم توش،چون جایی خونده بودم اینکار یجوایی به جذب آرزو ها کمک میکنه.از بین بطری یهای موجود یه بطری قهوه ای برداشتم،از اون قهوه ایای شیشه دوا.رسیدم خونه و دست و بالمو شستم بِدو رفتم کاغذ یادداشت و قلم آوردم...
-
آدمای تو سایه
1402/01/11 13:08
هر روز بیشتر مصمم میشم وبلاگ رو پرایوت کنم،یا حداقل پست ها رو. قبلنم تجربه اینکارو داشتم.موده دیگه،یه وقت میگیره یه وقت ول میکنه.بار قبلی یکی دو روز وقت گذاشتم و تمام پست ها رو رمز دار کردم،بعدم که از مودش دراومدم باز نشستم و پستارو آزاد کردم.الانم با همون دلیل قبلی حس میکنم بهتره اینکارو انجام بدم.همون حسی که بارها...
-
سولاخ گوش
1402/01/10 22:17
این همه اعمال زیبایی اعم از ژل و بوتاکس و نخ و کشیدن از چهار جهت و پر و خالی کردن و بطور کلی وصله پینه ی سر و صورت اومد بازار اما هنوز یه چیزو نتونستن ابداع کنن و اونم چیزی نیست جز کوچیک کردن سولاخ گشاد گوش. نمیدونم چه مرضیه که اولین جا از سر و کلله ملت که چشمم میوفته بهش همون سولاخ کذاییه و هر چقدر این سولاخ گشادتر و...
-
ماهی های قرمز غولی
1402/01/10 21:43
هفت هشت سالی هست که دیگه برای هفت سین ماهی زنده نمیخرم.خودمو و ماهیارو راحت کردم ماهی رزینی میذارم سر سفره.اما امسال ماهی زنده خریدم. یک چرکنویس دیگه رو الان ارسال میکنم.22 خرداد.ماهیا هنوز زندن و غولی شدن برای خودشون ماشالااا.
-
پت و مت در سرای ایرانی
1402/01/09 01:25
قرار بود فقط یه سر بریم فروشگاه چنتا خیابون اونورتر ولی یهو خودمونو تو سرای ایرانی قم دیدیم و مثل ندید بدیدا دهنمون تا بناگوش باز موند و از دیدن اون هم کالا شیهه میکشیدیم.من که مثل بدبختا یورتمه میرفتم لای غرفه ها و از ذوقم نمیدونستم کجاها سرک بکشم.تو غرفه مبلمان روی تمام مبلا نشستیم،تو غرفه سرویس خوابا رو همشون دراز...
-
سوپر زن
1402/01/08 13:17
دیروز و پریروز رفتم باشگاه.بنا دارم امروزم برم.اصلا نیت کردم کل هفته رو برم.چون برنامه ی این ماهم آنچنان سنگین نیست و بجز دو دستگاه ساده،بیشتر حرکاتم با کشه که بازسازی حرکات با دستگاهه تا عضلات بدنم بیدار شن.با دیروز شش جلسه از دوازده جلسه رو رفتم و بشدت احساس میکنم حال جسمم خوبه.شونه هام صاف شده و اون نیمچه قوزی که...