عمدا بباز

تو بحت کردن با آدمای نادون،عمدا بباز و بیا بیرون.

هیچ چیزی مهمتر از آرامشت نیست.

.....

گاهی هوس میکنم دندان شکن جواب نادان های مجازی و حقیقی رو بدم،ولی وقتی آماده  مقابله میشم متوجه خودم میشم و حس میکنم جایگاه من حتا در مقام پاسخ دهی کنار این ابهلان و عقب ماندگان و آشفتگان روحی روانی نیست و بهتره اونها در همون منجلاب متعفنی که درش گرفتارن دست و پا بزنن و تو توهمات متناقضشون سیر کنن.

پ ن:خر همون خره باباجان،فقط پالونش عوض شده.



نشانه های زیبا

ناپرهیزی کردم و با وجود اینکه با کلی درس و کار احاطه شدم نشستم و سریال زیبایی حقیقی رو دیدم.

سریال گر چه برای رده سنی نوجوان و دبیرستانی ساخته شده ولی باز پر از درس زندگی و اخلاقیات بود،تا حدی که گاهی دچار حیرت میشم از این حد والا از اخلاق.

اما بجز تحسین این فیلم اونهم صرفا از جهت آموزشی تو این پست میخوام سنت شکنی کنم و از سن خودم خارج بشم و بگم تازه تازه داشتم جنتلمن سریال جنتلمن  رو فراموش میکردم که اینبار مواجه شدم با چشمان بشدت زیبا و گیرای هان سو جو(هوانگ این یوپ).دقیقا از نوع چشمانی که همیشه دوست دارم و منو مجذوب میکنه.اصلا پلک دوم هر چی بیشتر زیباتر.(او در صدای جادو با ووکی محبوبم همبازی بود)

بهرحال زیبایی زیباییست و سن هم نمیشناسه و انسان هم ذاتا زیباجو و زیبایی طلبه.این جور مواقع یاد یک جمله از پدرم میوفتم که عقیده داشت،اینا(اشاره به اینا) آیت ا.. نیستن،آیت ا.. این دخترای زیبان که خرامان در کوی و برزن تردد میکنن. و توضیح میداد که آیت یعنی نشانه و نشانه های خداوند چیزهای  زیباست.

من باید حتماااا خاطره بدی که در سن 16 سالگی در مورد همین علاقه م به نژاد زرد برام اتفاق افتاد رو ثبت کنم. خاطره ای که هرگز از ذهنم پاک نشد و طی این چند سال که شیف دادم به شرق بیشتر به ذهنم خطور میکنه و بیشتر میفهمم چرا به اون سمت علاقه داشتم و دارم.

محض خنده،نکنه زندگی قبلیم زرد بودم.