زندگی مثل بازی می مونه...
*
مثل بازی ی مار و پله می مونه...
گاهی خیلی خوب پیش میری...
اما یه جا می رسی که باید سقوط کنی.
*
مثل بازی ی هفت سنگ می مونه...
زندگیت رو خوب سر هم می کنی...
اما یه تلنگر از راه می رسه و همه شو متلاشی می کنه.
*
مثل بازی ی قایم باشک می مونه....
گاهی باید پنهان باشی تا پیدات کنن...
گاهی هم ممکنه پیدات نکنن و تو همچنان گم بمونی...
یا اینکه باید پیدا باشی و دنبال ناپیداها بگردی.
*
مثل بازی ی زو می مونه...
تا نفس داری باید بدویی...
نفس کم بیاری مغلوب شدی.
*
مثل بازی الاکُلنگ می مونه...
گاهی بالا میری گاهی پایین میای...
باید یاد بگیری هر بالایی خوب نیست...
هر پایینی هم بد نیست.
*
مثل بازی ی الک دولک می مونه...
باید غم و غصه ها رو مثل پیل پرت کنی ...
اونقدر با قدرت که دیگه نبینی شون.
*
مثل بازی ی 20 سوالی می مونه...
باید از مجهولات به معلومات برسی...
اگه نرسی باید تا ابدالدهر تو جهل دست و پا بزنی.
*
مثل بازی ی شطرنج می مونه...
باید عاقلانه و با درایت بازی کنی...
خطا کنی زندگیت رو مات کردن.
*
مثل بازی ی بالا بلندی می مونه...
برای اینکه حسابت کنن...
باید یه بلندی کوچولو برای ایستادنت داشته باشی.
*
مثل بازی ی گل یا پوچ می مونه...
گاهی زندگیت گل میاره...
گاهی به پوچی می رسی.
سعی کن دست زندگی رو بخونی.
*
مثل بازی ی نون بیار کباب ببر می مونه...
گاهی برای اینکه کباب نشی...
باید سرعت عمل به موقعی داشته باشی.
*
زندگی مثل بازی ی ورق می مونه...
ورقای زیادی داره...
یادت باشه ورق های آسِت رو برای روز مبادا نگه دار.