آی خدا ,شکرت

هر بار که می بینمش به خودم میگم:

آخیش....!!!

خدا رو شکر...

شوهر من نیست !!

..............

شاید این جمله روزی ده ها بار از مغزم عبور کند...

گاهی همسرانه در مورد بعضی مردان قضاوت میکنم...

و اکثرا هم به این نتیجه می رسم که اگه همسرم نبود احتمالا ازدواج نمکیردم.

درخت پیر

خیلی سال پیش یه باغبون نهالی رُ حاشیه ی کویر کاشت...

اما نهال ریشه نمی گرفت...جوونه نمی زد...رشد نمی کرد...

و روز به روز پژمرده می شد...

باغبون خیلی تلاش کرد تا نذاره این نهال خشک بشه.

چند سالِ سخت گذشت...خیلی سخت

هم برای نهال ...هم برای باغبون...

تا بالاخره نهال آروم آروم شروع کرد به ریشه دووندن...

و به جای تمام اون سال هایی که در شرف خشکیدن بود رشد کرد.

حالا اون یه درختِ جون دار ِ با ریشه های تنومند...تو دل کویر

اما...

این بار باغبونش تصمیم گرفته جای درخت رو عوض کنه و اونو منتقل کنه به یه باغ سر سبز.

درخت اینو خوب فهمیده....و خیلی هم ترسیده

چون این بار مطمئن ِکه دیگه قادر نیست تو هیچ زمینی ریشه کنه.

این جا به جایی برای درخت ...

یعنی مرگ.