دختر کوچولو

بستگی داره خودت بُلن شی , یا چُرت بزنی تا آقا جون با اردنگی بیدارت کنه !

اونوخ بایِس بری تو حیاط با قند شکن ننه جون یخ ِحوضُ بشکنی و وضو بگیری !

یادت باشه بعدش زود برگردی تو خونه وگرنه باید واسه شکستن ِیخای دست ُ صورتِ خودتم

از قند شکن استفاده کنن !

بعد از اون جلدی چادر نمازتُ سر کن که مبادا آفتاب بزنه وُ نمازت قضا بشه !

می دونم هنوز نُه سالت نشده ,

می دونم سرما وُ بی خوابی اذیتت می کنه ,

اما خوشحال باش 

آدمای زجر کشیده به خدا نزدیک ترن !

دشمنی مردانه...

میخوام به شما آقایون یاد بدم وقتی قراره با یه خانم ملاقات کنین...حالا به هر شکلش...

میخواد خواستگاری باشه...میخواد آشنایی باشه...میخواد تولد باشه...میخواد تبریک باشه...

میخواد دیدار لینکی باشه...و....هر دیداری با هر اسم و عنوانی....

هرگز با 4 کیلو شیرینی به ملاقات نرید . مگر اینکه با اون خانم خصومت داشته باشین...

که در این صورت با انواع نون خامه ای و شیرنی دانمارکی و انواع 

تر و خشک این ماده برید به دیدارش و یقین کنید که پیروز این میدان شمایید.

روی سخنم با شماست آقای موسوی زاده ی عزیز...

میخوام دقیقا بدونم بنده رو خصم فرض کردید و با اون همه شیرینی اومدید به ملاقاتم.؟

بنده 20 روزه دارم به تنهایی شیرینی های ملاقاتمو میخورم و هنوز هم کلی باقی مونده.

جواب 1 کیلو اضافه وزن بنده رو کی میخواد بده...؟ شما..!

حالا بماند که وقتی من جعبه های شیرینی رو دیدم آه از نهادم بر اومد...و تو لحظه ی اول

 دلم هُرری ریخت پایین که واااااااای خدای من ...باید تمام مدت تو دست حملش کنم....!

خلاصه کنم برادر من...

4 تا چمدون داشتیم...3 تا کیف....2 تا نایلون...اونم با پاهای آش و لاش من .

حمل این ها که فقط و فقط به عهده بنده بود رو با جعبه های شیرینی خودتون تصور

کنید..!!!

بهتون ناسزا نگفتم...نمیگمم...فقط 20 روزه میگم : دفتر کاهی الهی چاق بشی.!

آقا جان...از این به بعد خواستی بری دیدن یه خانم یه دسته گل براش بخر...!

باور کن بیشتر خوشش میاد .

تنها چاره ای که برام مونده اینه....