مثل خر

برای یازدهمین سال به عنوان کسی که مثل خر درس خوند و مبخونه روز دانشجو  رو به خودم تبریک میگم.

مبارک باشه خره!

البته خر که درس نمیخونه. نمیدونم چرا چنین چیزی مصطلح شده.

پ ن:یعنی میشه روزی بیاد که دیگه کاری با درس و دانشگاه نداشته باشم؟! البته که مطالعه آزادم رو شروع خواهم کرد ولی یقین دارم ورزش حرفه ای کاریه که آرزوشو دارم.البته کنار یه هنر آرامبخش.


داره میسوزه

مغزم در حال انفجاره.

دو  شبانه روزه نشستم‌ پای خلاصه نوبسی یه مبحث منطقی ،یعنی ۴ صفحه کتاب تبدیل شد به ۱۲ صفحه خلاصه نویسی.آخه این دیگه چه جورشه که خلاصه کردن بحث از خود بحث طولانی تره؟! 

گندش بزنن

درد کمر و گردن و معده امانم رو بریده،مغز سرم در حال سوختنه و من با تمام کردن این چند صفحه افتادم به جان پسر و پدر و گربه بدبخت و فشار جسم و مغزم رو روی اونها خالی میکنم. البته چند لگد جانانه هم به وسایل سر راهم زدم.

قسم میخورم دیگه درس نخواهم خوند.