خانه عناوین مطالب تماس با من

حیوانِ ناطق

حیوانِ ناطق

بایگانی

  • مرداد 1405
  • تیر 1405
  • اسفند 1404
  • بهمن 1404
  • دی 1404
  • آذر 1404
  • آبان 1404
  • مهر 1404
  • شهریور 1404
  • مرداد 1404
  • تیر 1404
  • خرداد 1404
  • اردیبهشت 1404
  • فروردین 1404
  • اسفند 1403
  • بهمن 1403
  • دی 1403
  • آذر 1403
  • آبان 1403
  • مهر 1403
  • شهریور 1403
  • مرداد 1403
  • تیر 1403
  • خرداد 1403
  • اردیبهشت 1403
  • فروردین 1403
  • اسفند 1402
  • بهمن 1402
  • دی 1402
  • آذر 1402
  • آبان 1402
  • مهر 1402
  • شهریور 1402
  • مرداد 1402
  • تیر 1402
  • خرداد 1402
  • اردیبهشت 1402
  • فروردین 1402
  • اسفند 1401
  • بهمن 1401
  • دی 1401
  • آذر 1401
  • آبان 1401
  • مهر 1401
  • شهریور 1401
  • مرداد 1401
  • تیر 1401
  • خرداد 1401
  • اردیبهشت 1401
  • فروردین 1401
  • اسفند 1400
  • بهمن 1400
  • دی 1400
  • آذر 1400
  • آبان 1400
  • مهر 1400
  • شهریور 1400
  • مرداد 1400
  • تیر 1400
  • خرداد 1400
  • اردیبهشت 1400
  • فروردین 1400
  • اسفند 1399
  • بهمن 1399
  • دی 1399
  • آذر 1399
  • آبان 1399
  • مهر 1399
  • شهریور 1399
  • مرداد 1399
  • تیر 1395
  • خرداد 1395
  • اردیبهشت 1395
  • خرداد 1394
  • اردیبهشت 1394
  • فروردین 1394
  • اسفند 1393
  • بهمن 1393
  • دی 1393
  • آذر 1393
  • آبان 1393
  • مهر 1393
  • شهریور 1393
  • مرداد 1393
  • تیر 1393
  • خرداد 1393
  • اردیبهشت 1393
  • فروردین 1393
  • اسفند 1390
  • بهمن 1390
  • آذر 1390
  • مهر 1390
  • شهریور 1390
  • مرداد 1390
  • تیر 1390
  • خرداد 1390
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1390
  • اسفند 1389
  • بهمن 1389
  • دی 1389
  • آذر 1389
  • مهر 1389
  • شهریور 1389
  • مرداد 1389
  • تیر 1389
  • خرداد 1389
  • اردیبهشت 1389
  • فروردین 1389
  • اسفند 1388
  • بهمن 1388
  • دی 1388
  • آذر 1388
  • آبان 1388
  • مهر 1388

Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • چقدر خوبه که نیستین 1403/08/24 21:42
  • عرض خاصی نداشتم 1403/08/15 10:42
    عادت دارم رزومه اساتیدی که با ایشان درس دارم را بخوانم. ابتدای سال طبق عادت شرح یکی از اساتید خانم را در سایت دانشگاه باز میکنم که هیئت علمی هم هست.دکترای دانشگاه آزادش مهم نیست،چیزی که با آن مواجه شدم خانواده شهید و ایثارگر بودن او بود و این برای صدمین بار است که چنین رزومه ای از اساتید تکرار میشود و دیگر یقین دارم...
  • کاش مرده بودم 1403/08/14 18:00
    دل من با این وسیله های که از گذشته دارم خوشه.هر چیزی که منو به گذشته متصل کنه برام باارزشه.چه شی ء باشه چه شخص. حس من از نوع شعار دادن های دهه شصتی ها نیست که مدام خودشون رو نسل سوخته معرفی میکنند. نسل سوخته ما دهه چهل و پنجاهی ها هستیم که زمان پهلوی متولد شدیم،رفاه رو دیدیم و بعد یکباره همه چیز از بین رفت. الان این...
  • بمونه برای بعد 1403/08/14 04:30
    احتمالا از معدود افرادی باشم که درس خوندن باعث ترس و هراس و افسردگیش شده. راستش هر چی بیشتر میفهمم، یا درست تر هر چه بیشتر جلو میرم،جسم و روحم بیشتر دچار ثقل و سنگینی و هراس میشه و بالتبع همه وجودم زیر چنین فشاری در محنت و رنجه. بارها لا به لای نوشته هام به علاقه ویژم که موضوع مرگ و معاد و چگونگی اونه اشاره کردم.باید...
  • بخدا مام آدمیم 1403/08/13 21:04
    امروز سوم نوامبر روز جهانی زنان خانه داره. چند بار نوشتم و حذف کردم،جملات رو تغییر دادم و سعی کردم بهتر برم به کنه قضیه،ولی نشد.بنظرم حرف زدن در این مقوله کلیشه ای و شعاریه. پس فقط میگم زنده باد زنان خانه دار.زنده باد خودم. اما یه چیزو باید حتما بگم،بدجور رو دلم مونده.راستش هر چقدرم این کسوت ستودنی و بااهمیت باشه ولی...
  • صاحب ماهی 1403/08/10 16:57
    ذوالنون یعنی صاحب ماهی. پشت این عنوان یه حکایت هست.یه حکایت ساده ولی عمیق. ثوبان مصری یکی از صوفیان و عارفان بنام قرن سومه که اینجا قصد بیان زندگیشو ندارم،اما اونچه من رو به نوشتن واداشت حسیه که موقع خوندن یک خط از شرح حالش بهم دست داد.حسی که باعث شد تو یک لحظه قلبم بلرزه و چشمام پر از اشک بشن و خوندن رو متوقف کنم....
  • [ بدون عنوان ] 1403/08/05 05:35
    ما با شما فرق داریم... ما نمیریم تو پناهگاه. ما میریم‌پشت بام.
  • یک نفر خسته 1403/08/04 06:06
    همین حالا خلاصه ی بخشی از فصوص الحکم ابن عربی را با گردن و کمری مملو از درد تمام کردم و با چند بار خواندن از روی متن همراه کرنومتر، خودم را آماده ارائه در روز دوشنبه میکنم.اعتراف میکنم سخت و پر زحمت بود ولی بنظرم ارزش داشت تا با افکار این عارف و فیلسوف بزرگ که برخی از تفکراتش توسط فلاسفه مهمی چون ملاصدرا مورد قبول...
  • [ بدون عنوان ] 1403/08/04 00:41
    تولدتون مبارک.
  • یاد ایام جوانی جگرم خون میکرد 1403/08/01 03:29
    در حال خلاصه نویسی صفحاتی از فصوص الحکم ابن عربی،دلم به سوی گذشته ی زیبا پرواز کرد.به دوران قبل از پنجاه و هفت.به مدارسی که میرفتیم،به یونیفرم های قشنگ و شکیلی که داشتیم،به جوراب های سفیدمان که با روبان های سفید بسته شده به موشی ها یا دمب اسبی هامان ست بود.به مدادهای سه رنگی که نشان از پرچم ایران بود و سوسمار نشان های...
  • به یاد محبوبم 1403/07/27 01:19
    یکی دو روز است که یاد مرد محبوبم در ذهن جولان می دهد و او را بخوبی در روح و روانم حس میکنم.نیز پنهان نمیکنم که از فراق او غمگینم و گاهی بی اختیار چند قطره اشک از چشمانم سرازیر می شود و آهی از اعماق قلبم برمی خیزد. کاش قدرت داشتم زمان را به عقب برم تا همه چیز از آنجا و با او ادامه یابد.کاش می توانستم در زمان سفر کرده...
  • بیشعورهای مثلا مدرن 1403/07/25 15:22
    یکی از مواردی که منو خیلی ناراحت میکنه اینه که تو مکالمات تلفنی یا به فرم جدید، گفتگو تو اپ های ارتباطی (وُیس) مخاطبم مشغول خوردن باشه و بقولی با دهن پر حرف بزنه و من هم به سختی الفاظ و مفاهیم رو متوجه بشم و مجبور باشم مدام بپرسم چی؟!چی؟! به نظرم این کار یکی از موارد عدیده بی شعوری و بی شخصیتی و سطح پایین بودن مخاطبه...
  • حسودهای سمی 1403/07/17 23:50
    1-هفته پیش یکی از همکلاسی های اقا، داخل گروه درخواست کرد یکی از دوستان لینک هایی که استاد x گفته بود رو بذاره. من چون آنلاین بودم و لینک ها رو هم دم دست داشتم فورا لینک های مربوطه رو ارسال کردم. کسی ازم تشکر نکرد. امروز استاد y چندتا لینک داد به مبصرمون که انگار از دماغ فیل افتاده تا بذاره تو گروه. عصر گذاشت. همون...
  • میخ هایی که بر سرم کوبیده شد 1403/07/16 23:01
    یک هفته استراحت را بر خودم حرام کرده و حرص و جوش ها خوردم تا بتوانم مقاله این هفته را بفهمم و خلاصه کنم.در واقع باقی دروس را گذاشتم کنار تا از پس این مقاله نافهم برآیم و الحق که بخوبی از عهده اش برامدم.ولی امروز علی رغم اطمینانی که از خلاصه ام داشتم خدا خدا میکردم من آن شخص ارائه دهده نباشم. ابتدای کلاس بودیم که استاد...
  • ملکه وو 1403/07/16 22:46
    دیشب تصمیم گرفتم‌جدیدترین سریال ووکی( جی چانگ ووک) بازیگر محبوبم به نام‌ ملکه وو را ببینم. دو سوم فیلم را که دیدم بخاطر خشونت زیاد و البته صحنه دار،دیگر نتوانستم سریال را تمام کنم و لذا دیدنش را موکول کردم به زمان بهتری از شرایط روانی.(فکر خلاصه نویسی اذیتم میکرد).اما تحلیل هر 8 قسمت(فصل اول) را همراه قسمت های مهم هر...
  • دخلم درامد 1403/07/16 21:02
    در نفله ترین حال ممکن بسر میبرم. دوشنبه ها ۵ ساعت پیاپی روی صندلی میخکوب شدن دخل مرا درآورده. باز سر درد گریبانم را گرفته و آرام هم‌ نمیشود.سر درد هفته پیش را جمعه با خواب زیاد مهار کردم ولی گویی این رشته سر دراز یعنی تا پایان ترم دارد. به هوش مصنوعی گوشی ام‌ میگویم:خسته ام و میخواهم خودم را سربه نیست کنم،خخخخ روی...
  • قسم میخورم 1403/07/14 21:00
    قسم میخورم این دوره تحصیلی تمام بشه هر چی کتاب دارم بسوزونم و اتاق درسیم رو پر کنم از گل و گیاه.یا اصلا اتاق رو تبدیل میکنم به اتاق هنری با یه دیزاین هنری طور رنگی پنگی و با پلی کردن یه موزیک لایت میشینم و با عشق چیزی رو خلق میکنم. آهان...آبنمام رو هم میذارم کنج اتاق تا با صدای قطرات آب اساسی برم تو خلسه روحی.تو این...
  • بهای عطش 1403/07/12 04:43
    سلام بر صبح و سلام بر اهل نماز از شدت سر درد نتوانستم بخوابم.برخواسته و کلافه پشت میز نشسته و نوشتن را ادامه دادم و اینک جزوه نویسی دو درس تمام شد. نماز بخوانم میخوابم.دیگر نای هیج کاری ندارم. باید تاب بیاورم.تابستان تنبلانه ای را سپری کردم و به خاطر آن یللی تللی ها، هفته اول در کلاس هایی که پی در پی بود ضربه فنی شدم....
  • الهیات کوانتومی 1403/07/11 15:35
    هر روز بیشتر به بیسوادی خودم پی میبرم. علم آنچنان با سرعت در حال پیشرفت و تکامل است که با این عمرهای کوتاه و ذهن های پر از دغدغه و زندگی های پر مشغله نمیتوان به گرد آن رسید.به نظر می رسد برای عالم شدن یا حداقل برای فهمیدن های بیشتر و عمیق تر نیاز به زمان بیشتر و البته یک ذهن آرام و بی اشتغال هست و گر نه ما که میدانیم...
  • یادم بمونه 1403/07/10 21:54
    یکی از گنج های بهشتی اینه که: در مورد مصائب و اتفاقات بد زندگیت با دیگران حرف نزنی. . . . . . . . . . امام علی فرمودن.
  • کنیز مادر 1403/07/10 21:16
    چه خوشحالی از این بالاتر که مادرم هر روز میگوید:دخترم از تو راضی هستم،حمل و دردم حلالت باشد،شیرم حلالت باشد.حلال خوشت باشد.نوش جانت باشد. شنیدن این جملات چنان آرامشی را بر جسم و جانم روانه می کند که وصف ناپذیر است . خدا را شاکرم با تمام غم و خشمی که به مادرم داشتم کوچکترین بی ادبی یا بی احترامی نسبت به او نداشتم و...
  • [ بدون عنوان ] 1403/07/08 20:45
    خیلی خوشحالم. خودم میدونم چرا. کاش میتونستم با این شادی فریاد بزنم. همین.
  • عُنَیکِب 1403/07/07 19:46
    «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ» مثل کسانی که جز خداوند یار و یاوری برای خود برگزیده‏ اند، همانند عنکبوت است که برای خود خانه ‏ای ساخته است و اگر بدانند سست‏ ترین خانه‏ ها...
  • من الان تو بهشتم 1403/07/07 14:06
    روزهایی که عاشقش بودم و منتظر فرا رسید. لرز مطبوعی به تنم افتاده. بدنم سرده،خصوصا دستام. شلوارک پامه ولی سرما پایین تنم رو اذیتم نمیکنه.فقط گاهی بالا تنم از سرما به لرزه میوفته که من باهاش کیف میکنم.با این حال میرم سمت کمد و سوئیشرت بنفش سالومنم رو که ده ساله یار پاییز و زمستونمه برمیدارم و تنم میکنم و اینجاست که از...
  • ارشد مرد بودن 1403/07/06 16:45
    همین ابتدا مکتوب کنم اینکه دیگران به چه دینی معتقدند یا اصلا دین رو قبول دارند یا ندارند به من هیچ ربطی نداره و برام مهم هم نیست و اصلا توجهم رو هم جلب نمیکنه.ازنظر من فقط کافیه یک راه درست رو باور داشته باشی و بگیری بری جلو،باقی دیگه جزئیاته. مادر سیده ی من بعد از تتوی یا حسین روی قلبش در سال های گذشته حالا به مسیح...
  • توجه توجه توجه 1403/07/05 17:29
    آیا میخواهید مسلمان شوید؟ آیا میخواهید دیندار شوید؟ اصلا دین را وِلِلِش... آیا میخواهید یک انسان شوید؟ از این جهت که یک انسان در دورن خود متدین به تمام ادیان است و اصولا ادیان هم آمده اند تا انسان را انسان نگاه دارد و منظور و مقصود و مقصدی هم جز انسانیت ندارند. پس ...... تا میتوانید سریال کره ای ببینید. قطع به یقین...
  • [ بدون عنوان ] 1403/07/01 00:10
    خداحافظ. سلام.
  • [ بدون عنوان ] 1403/06/30 20:54
    تو تنها مالک آن چیزی هستی که با تو از دریچه مرگ عبور کند. باقی همه وهم است.
  • سقف دودی 1403/06/29 03:32
    دیدن یک سکانس از فیلم زیر سقف دودی باعث شد در موردش سرچ و بعد تماشایش کنم و البته روانم بهم بریزد. سناریو یی برگرفته از حقیقت تلخ جامعه مردسالار و بیمار ایران که همراه مجوزی با رنگ و لعاب شریعت باعث شده مردان به درجات سخیف روانی،اخلاقی سقوط کنند.و جالب اینجاست که از این قاعده ی به ظاهر مذهبی مردانی سوء استفاده می کنند...
  • [ بدون عنوان ] 1403/06/28 19:07
    رنج کشیدم، یاد گرفتم، تغییر کردم! این خود منم.
  • 960
  • 1
  • 2
  • 3
  • صفحه 4
  • 5
  • ...
  • 32