پریسا 12 روز خانه ما بود و امروز رفت.
خانه را سکوت و خاموشی فرا گرفته و من از فرط تنهایی غمباد گرفته ام.
عجیب حس میکنم زنده به گور شده ام.همان تاریکی،همان سکوت و همان سردی.
این حس همیشگی من بعد از رفتن بچه هاست.گویی هر بار با رفتنشان مرا میکشند و من بیچاره باید جان بکنم تا به سیاق گذشته خود بازگردم.
*من در ظاهر زبان قربان صدقه رفتن ندارم،ولی از درون بشدت عاطفی و وابسته ام.و احتمالا به ظاهر زنی متجدد و متمدن هم به نظر میرسم ولی حقیقت اینست که در درون من یک زن سنتی وجود دارد که دغدغه ی مدامش خانه و خانواده اش است و این یعنی بدون حرافی زنی اهل عمل هستم،و اهل عمل هم در فرهنگ لغات من یعنی زنی از خود گذشته و فداکار، که خب همین تا حد زیادی سطح توقعات خانواده ام را بالا برده و به چشم آنها من یک ابرقهرمانم که در سراشیبی عمر همان زن 20-30_40 ساله ی گذشته ام با همان توان بل بیشتر.
کوتاه سخن اینکه بعد از 12 روز با یک خانه ترکیده،با سر و وضعی آشفته و جسمی خسته و دردمند قنبرک زده ام و به حرف ها و بازی گوشی های پریسا و پدری که از من درآورد فکر میکنم و بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر است.در نهایت درست است که زن بلند پرواز و پر آرمانی هستم ولی در عین حال حاضرم تمامشان را برای خامواده ام سلاخی کنم(کمااینکه تا به حال چنین بوده).
پینوشت:پدر و مادر پریسا به سفر مهمی رفته بودند.
پینوشت:همسر و پسرم هنوز نیامده اند.
پینوشت:مادرم امروز منزل خواهرم بود و کمتر با هم گپ زدیم.
پینوشت:دوست دارم بروم سر خیابان بنشینم تا آدم ها را تماشا کنم.
پینوشت:نوشته بعدی یکی دیگر از آرزوهایم(که محال است)را مینویسم.
تصمیم گرفتم مدت کمی وبلاگ رو باز کنم.
پریسا چند روزه پیش منه و گاهی اجبارا برنامه های شبکه پویا رو میبینم و در تعجم که چرا باید برای بچه های کم سن و سال مدام از مرگ و شهادت و بدبختی کارتون و برنامه بسازن؟ چرا باید آخوند مجری شبکه کودک باشه و ادا اطوار از خودش دراره؟ اصلا جایی مونده آخوند اونجا نفوذ نگرده باشه؟! البته از سیبیل کلفا و شکم گنده های شبکه کودک فعلا حرف نمیزنم.
پریسا همین الان داره کارتون مرحمت رو میبینه،مرحمت بچه رزمنده ایه در جنگ و جبهه و این قسمت در مورد علاقش به مداحی علی الخصوص آهنگرانه، منم با خشم دارم نگاه میکنم و نمیتونم این اندازه از بیراهه رفتن رو درک کنم.بابا به پیر به پیغمبر بچه های دیگه ای با خانواده هایی با سبک و سیاق و نوع زندگی و باورهای دیگه ای هم تو این مملکت دارن زندگی میکنن. تلویزیون که ارث پدرتون نیست. البته از نظر اونها این مملکت کلهم ارث پدری ست.
منم برای خنثی کردن این حد از عقب ماندگی مدام تی وی رو میبرم روی شبکه جم کیدز و جم جونیور تا پریسا کارتون های روز دنیا رو ببینه.کارتون هایی که همگی در حال آموزش مهارت های گوناگون، مواجهه با چالش و پیدا کردن راه حل و عبور از موانع،آداب اجتماعی و معاشرت، محبت و مهربانی ادب و نظافت ووووو هر آنچه که برای کودگ لازمه رو ببینه.