بهم نخند.....
اما تو دَرَکه , هر دفعه که اون الاغ چی ِاحمق , با چوب به گُرده ی الاغا می زد
درد عجیبی تو تن من می پیچید !
حالا تو اسم این احساسُ چی میذاری ؟
یا من الاغم , یا آدما آدم نیستن !
هر چی هست , از چشای درشت اون الاغی که می لنگید میشد فهمید که چقدر دلش
می خواد با یه جُفتک اون الاغ چی رو بفرسته تهِ دره های دَرَکه , تا به درک واصل بشه !
اینُ می شد از چشای خیس ِدرشتش فهمید !
یکی از افتخارات بنده اینه که تا حالا جریمه نشدم....البته خلافای ناب زیاد کردم ...اونم جلو
چشم آقایون پلیس...اما جریمه نمیشم...چون دلشون برام میسوزه....
البته نه اینکه از روی بدبختی بسوزه....این سوزش یه جور دیگه ست...
بدترین خلاف من دور نزدن تو میدونه....یعنی از فرعی که وارد میشم....
ببینم میدون خلوته....از طرف نزدیک و معکوس میدون میرم تو اصلی مورد نظرم...
واسه اینا تا حالا گیر نیافتادم....اما نمیدونم چرا پلیسا به کمربند من زیاد گیر میدن....اون همه
ملت مذکر بی کمربند دارن تردد میکنن( منظورم کمربند شلوارشون نیستا...) اما فقط منو
می بینن...نصفشون با اشاره بهم یادآوری میکنن که کمرتو ببند....اما بقیه شون که شاید
دوست دارن قدرت مردونه شونو به رخم بکشن...منو نگه میدارن ....
خوشگل میان نزدیک ...میگن...کمربند!!!!
میگم : سرکار تو رو خدا اذیت نکن...بخدا حاضرم طناب دارو بندازم گردنم اما این کمر بندو
نبندم...بخدا احساس خفگی بهم دست میده....بعدشم شما چقد جذابی؟
اینو که میگم....خنده ی ملیحی بهم تحویل میدن...میگم : نه فکر کنی به خاطر جریمه ست ها...
باور کن خیلی جذابی...البته خودم میدونم که بیشتر جذابیتشون مال لباساشونه...
بهر حال دختر یه نظامی یم دیگه...پدرمو اصلا تو لباس شخصی قبول نداشتم)
یا اگه بنا بر ضرورت دوبله واستم... نمیدونم از کجا پیداشون میشه...با ناز و کرشمه میان
جلو...شیشه رو میدم پایین و مدارکمو از آفتابگیر میکشم بیرون و میدم دستشون...
واستادن که التماسشون کنم....منم که محو وجنات و سکنات اونام میگم....بینیتو عمل کردی؟
میگه : نه. ....میگم : خیلی قشنگی....میدونستی...؟!!
میخنده میگه :....۵ دقیقه بیشتر وانستا...امکان داره همکارم بیاد جریمه ات
کنه...میگم چشم و میره برای ماشین پشتیم جریمه می نویسه.
.......................................................................................
