سفیل و سرگردون

آقایون دست اندر کار سرجدتون واتساپ و گوگل استور رو دوباره فیلتر کنید. بخدا چند روزه سفیل و سرگردون شدیم بین برنامه ها و مدام یا باید فیلترشکن روشن کنیم بریم تو اون برنامه ها، یا باید خاموش کنیم  بیایبم تو این برنامه ها.

والا بخدا داشتیم‌ زندگیمونو میکردیم کاریم به چیزی نداشتیم.تازه دلاارم پایینتر بود.

تناسخ و من

چند هفته پیش تلویزیون برای بار چندم سریال مدرسه سونگ کیونگ رو شروع کرد و همین کافی بود برای تحریک من برای دیدن مجدد سریالی که قبلا دیده بودم.و چون طبق معمول توان و تحملی برای دیدن هر روزه سریال های تکه پاره شده ندارم رفتم سراغ اینترنت و کل سریال رو مجدد و پیوسته دیدم و باز تحت تاثیر شخصیت های مثبت سریال قرار گرفتم و در رصد بازیگر نقش اول مرد پارک بوچان توجهم به سریال دیگری به نام شاهزاده زیر شیروانی از این بازیگر جلب شد و بی اینکه در این وانفسای آخر ترم تصمیمی جدی برای شروع سریال دیگه ای داشته باشم جلب و جذب دیدن  شدم و کل 20 قسمت رو پیوسته دیدم.

سریال ملغمه ایست از فانتزی رمانتیک طنز تخیلی همراه چاشنی تناسخ و صد البته اخلاق.قاعدتا این تیپ سناریوهای تخیلی ارزش هنری ندارن ولی باز هم میشه از درون همین دروغ پردازی ها هدفی رو بیرون کشید که یقینا چیزی جز اخلاق نیست.

سریال در باره تناسخ بود.شاهزاده ای در دوران چوسان با مرگ مشکوک همسر جوانش در پی یافتن قاتل وارد دسیسه مخالفین میشه و زمانی که افراد وزیر ارشد برای کشتن او نزدیک میشن پرتالی باز میشه و پادشاه جوان و 3 سربازش با عبور نادانسته وارد سئول حال میشن و سر از خانه زیر شیروانی دختری در میارن و ماجرا شروع میشه.در واقع شخصیت های دوران چوسان طی تناسخ 300 سال بعد مجدد زاده شدند و با همون ذاتیات قبلشون در حال زندگی هستن و گویی هیچکدوم تغییر نکردن الا زمان و سبک زندگی.

سریال بامزه ای بود که طبق روال همه سریال های کره ای  محور اخلاقی و یا به عبارتی مقابله یینگ و یانگ یا نور و تاریکی یا خیر و شر داشت ولی دو قسمت پایانی احساسات مخاطب رو بشدت تحریک میکنه و اون هم زمانی هست که پادشاه جوان معمای مرگ همسرش رو کشف کرده و از تکرار اون در 300 سال بعد هم جلوگیری کرده و حالا نشانه های بازگشت به دوران چوسان درش نمایان شده و این در حالی هست که بین دختر زیر شیروانی و پادشاه جوان عشق شکل گرفته اما پادشاه جوان به چوسان برمیگرده و حالا میدونه ماجرا از چه قراره و آدم های بد داستان رو نابود میکنه.

راستش لحظه وداع این دو برای من بشدت غمبار بود و بی اختیار اشک میریختم.

پ ن:مسلما من به تناسخ اعتقاد ندارم و دلیل عدم پذیرشم رو هم در نوشته های پیشین بیان کردم.اما بد نیست بگم اشتراک و اختلاف بین قائلین به تناسخ و تفکری که تناسخ رو نمیپذیره در اینه که هر دو تفکر باور دارند روح یا به عبارت فلسفی نفس وجود داره و انسان با مرگ نابود نمیشه.منتها تفاوت این دو تفکر در اینه که روح در تناسخ در همین دنیای مادی اونقدر متولد میشه و میمیره تا روحش تزکیه و تربیت بشه ولی باور تفکر مقابل اینه که روح به عوالم دیگه از سنخ دیگه میره و مراحل رشد رو در عوالمی متعالی و متفاوت طی میکنه تا رشد کنه.