اینکه ایام امتحان وبلاگ رو نبستم یجور بدعت محسوب میشه.البته ده ها بار تصمیم به قفل گرفتم ولی زمانی این فکر در ذهنم جولان میداد که مشغول به کارهای دیگه بودم و یا اگر هم وقتم آزاد بود حوصله ورود به اینجا رو نداشتم.شاید هم چون مطلب خاصی ثبت نمیکنم رغبتی نشون نمیدادم.
بهرحال....ایام امتحانات هست و به تبع ذهن مشغول و من به هم بهش نمیپردازم.اما چیزی که الان من رو وادار به ورود و نوشتن کرد گروه های مجازیه که مدتیه در اونها عضوم و مطالبشون رو خیلی کوتاه کوتاه دنبال میکنم.البته باید دو سه تا کتاب از اصول فکریشون خونده بشه تا تو جمعشون که وارد میشی متوجه قیل و قالشون بشی که خب من الان وقت خوندن ندارم خصوصا که یقین دارم اصولشون اراجیفی بیش نیست ولی عقل و منطق مطالعه اصول خصم رو واجب میدونه تا با آگاهی از تکنیک و تاکتیک دشمن بتونی باهاشون وارد کارزار بشی و تفکرات از بیخ و بن غلط و تحریفاتشون رو نقد یا تار و مار کنی.
اسم این گروه رو اینجا نمیارم.نه بخاطر اینکه سری هستن،خیر. نام نمیبرم چون حتا نمیخوام ذهن یک نفر درگیرش بشه و بره تو گروهشون و خدایی نکرده ذهنش گرفتار بشه و سر بخوره تو این گروهی که بنام دین داره ضد دین عمل میکنه یا بهتره بگم اصلا یه دین جدید آوردن و حسابی هم در دنیا دارن میتازونن و متاسفانه یک مشت سبک مغز که باد از هر طرف بوزه اونوری میرن ریختن تو این دین جدید که خودشون میگن اسلام واقعی و محمدیه و چارنعل میتازن.
تصمیم دارم بعد از امتحانات کتبشون رو یه نگاهی بندازم ولی در همین مدتی که تعقیبشون میکنم جدا عصبانیم.نه از اینها که بخوبی میشه فهمید زائیده چه قوم و تفکر کثیفین، بلکه از این عصبی میشم که نشستن دور هم و مدام دارن از 1400 سال پیش و کی چی بود و چکار کرد و چطور مرد و از این تیپ بحث ها میکنن.عصبی میشم برای اینکه در عین حال تو کانال های علمی سیر میکنم و میبینم که علم داره چه کارهایی میکنه و چطور به سرعت نور داره تاریکی ها رو در مینورده.مثلا پروژه علمی که ژاپن با کلی بودجه میلیون دلاری داره پایه ریزی میکنه که حسابی عقل از سرم پرونده یا پروژه های نجوم و فیزیک و هوش مصنوعی و صدها نمونه دیگه که داره میگه علم و دنیا با سرعت نور در حال تغییر و ترقیه.بعد یه عده همچنان در تاریخ تحریفی غوطه ورن و دیگرانم میخوان غرق کنن.
قبلتر ها وقتی این حدیث "زمانی بر مردم میاید که ماندن در دین حق مانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است " رو میشنیدم یا میخوندم درکش نمیکردم ولی حالا و در این برهه از زمان به درک واقعی این گفته از پیامبر رسیدم و میدونم که دین و دیندار و دینداری در زمان حال و حتا آینده وضعی به مراتب سخت تر و بدتر از زمان ظهورش و باورمندی اولیه داره.
امروز 31 دسامبر روز تصمیمت رو بگیره.
دارم به این فکر میکنم که چه تصمیماتی میتونم بری سال جدید بگیرم؟برای تصمیم گیری سال میلادی و سال خورشیدی یا اصلا روز تولد هیچ فرقی از نظر من ندارن و صرفا تعیین یک زمان مشخصه که میتونم پلنی برای زندگیم داشته باشم،هرچند بعضی از تصمیمات به شرایط یا عملکرد دیگران گره خورده و به تبع ممکنه نتیجه نده یا نتیجه دلخواهم رو نده یا زمانبر باشه برام اما به هر حال تو زندگی باید هدف داشته و پیش رفت.
کماکان و طبق تصمیمم از یک سال پیش و بیان علتش در نوشته های قبل عملکردهای مهمم رو در اینجا ثبت نخواهم کرد یا اگر ثبت کنم قطعا در پست خصوصی مکتوب میشه.
تاریخ میلادی صرفا یک یاداوری برای داشتن تصمیمات زندگیه و من چنین تصمیماتی رو در اخرین روز اسفند خواهم داشت.