همگی قصص شبگردی های *منفقانه علی را شنیده ایم.البته ممکن است شبهاتش را هم شنیده باشیم.اینکه انفاق علی اگر در تاریکی شب و محرمانه بوده پس چگونه از جزئیات آن منبر میرویم و مکتوب میکنیم و لاف میزنیم!
در این نوشتار بحث من صحت و سقم کیفیت انفاق شبانه علی آنهم در صدها سال پیش نیست،هرچند در حقیقت آن شکی نیست و اِنَّها لیسَت قصة ،اما آنچه برایم نمونه عینی * انفاق اسلامیست ،غیث اماراتیست که چند سالیست شدیدا مرا مجذوب و مفتون و مسحور خود نموده و باعث گشته تا باور کنم در این دنیای وانفسای پر از فتنه و طغیان و غوغا و دغل و ریا، هستند مسلمانانی که در نیت و عمل شیعه حقیقی اند و باعث تثبیت و تحکیم و تاکید و تایید در باورهایمانند.
کاری به *سرقت رذیلانه و شریرانه قدرت سقیفه ندارم ولی آنچه برایم مسلم و مسجل است این است که اسلام اهل سنت *متشیع تر و اسلامی ترست و من عقب مانده از قافله ی دین چقدر دلم میخواهد با تمام وجودم شیعه ای باشم که دینش برگرفته از محمد ص و عملش تمثیل و تشبیهی ست از اهل بیت س.
پینوشت: مدت هاست غیث را تعقیب میکنم و هرگاه روح و روانم در شدت و حدت و تلاطم مواج اقیانوس دنیازدگی گرفتار میشود این غیث است که به داد روح دردمند من میرسد و چند صباحی آرامم میکند.
*واژه غلط(ترکیب واژه پارسی و عربی)
*انفاق انسانی هم داریم
*همان ترکیب غلط
*که رسالت و تاریخ را زیر و کرد
** نابهنگام و نابهنجار وزین تر نیست؟
بعدا نوشت:اگر خواستید عقیده ای را بسنجید،ابتدا ببینید افرادی که پیرو آن عقیده هستند به جامعه بشری چه خدماتی کرده اند.
جرج اورول گفته.
سریال به سامدالری خوش آمدید را دیدم.
بازی شین هه سان در چنین سناریوی تکراری و بی موضوعی تعجب برانگیز نبود،هرچند که شین هه هم بازیگر قدریست(بازی اش در آقای ملکه عالی بود) ولی بی اندازه دور از ذهن بود که ووکی چنین سناریوی دم دستی را قبول و بازی کند.شاید حضور شین هه و یا دستمزد بالا باعث شد ووکی در نقشی باز ی کندکه کار هر بازیگر آماتوریست.
ووکی بازیگر محبوب من است.بازیگری که نیاز به دیالوگ ندارد زیرا قادر است با میمیک چهره و زبان بدن یک نقش چند ساعته صامت بازی کند.اما تنها چیزی که باعث شد این سریال 16 قسمتی ضعیف را تا انتها ببینم جذابیت زندگی و فرهنگ اهالی سامدالری بود که من بواقع شیفه آنم و از دیدن صمیمیت و اتحاد و اعتماد، امنیت و منطقی که بین عوام کره وجود دارد حال ذهنم چنان به وجد میاید که تا چند روز گویی با نمره بیست دو واحد اخلاق اجتماعی پاس کرده ام.
پینوشت:مناظر جزیره ججو و خانه های ساده اهالی دلم را برد.باقی فیلم تکرار مکررات بود.
پینوشت: یک هفته است سریال جنتلمن و خانم جوان در تی وی آغاز شده و من جز یک سناریو و بازی های قاراشمیش و هجل هف چیزی حس نکردم. ده دوازده نفر بازیگر اصلی و فرعی یا برادر و خواهرند یا زن و شوهر یا پدر و مارد یا رفیق یا مترس یا فرزند هم ولی هیچکس از هویت همدیگر اطلاع ندارد.